پارت نود :

پوران بلند شد و به‌سمت کمد قدیمی فندقی رفت و بی‌اعتنا به جمله پوران لب زد:
ــ خودت یه کاریش بکن فروغ.
فروغ داد زد:
ــ چی‌کار کنم؟ اصلا بیا خودت برو.
پوران در کمد را باز کرد و نگاه فروغ روی خرت و پرت‌های درهم داخل کمد خیره ماند. پوران کمی به سمت فروغ چرخید و دستانش را باز کرد:
ــ بپرس ببین می‌خوان من برم؟ این هیکل شل و وارفته و چروک رو می‌خوان؟
فروغ حرفی نزد و لبش را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!