پارت هشتاد و نهم :

لاله بلند فریاد زد:
ــ پوران جون مادرت خفه‌اش کن، دلمون ریش ریش شد.
آزده خندید و لاله برایش چشمک زد. همان دم صدای هایده قطع شد و لاله لب زد:
ــ آخیش...
نرگس میز را جمع کرد و داخل آشپزخانه مشغول شد. لاله رو به آزاده پرسید:
ــ فروغ چش بود؟
آزاده شانه بالا برد:
ـــ نمی‌دونم. حالش اصلا خوب نبود. یه جوری بود.
مدتی بعد، دخترها در سکوتی سنگین، خیره بودن به صفحۀ تلویزیون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!