سوگند پریسان به قلم مریم جاری
پارت یک :
دلنوشتهای برای «سوگند پریسان»...
«به کجا چنین شتابان؟! اندکی درنگ کن، یا اگر میتوانی آهستهتر بگذر. با تو هستم روزگار... من در گذر طوفانیات جاماندهها دارم. کمی درنگ کن!
فغان از گردش بیرحم تو، که دگر بار پای مرا به این خطه کشانده. به خاک زیبایی که شگون نداشته برای من. مزرعهی کُلزا را میگویم؛ همان زمینی که سالهاست آبستن خاطراتم مانده.
اکنون که میان خوشههایش پرسه میزنم، روزهای رفته هم در ذهنم جولان گرفتهاند. تو خوب میدانی... من روزگاری که در این مزرعه گذراندهام را ثانیه ثانیه به یاد دارم؛ حتی شمار قدمهایم را.
آخر مگر میشود خاکی را که دفینهی عشقِ بیمثالی شده، فراموش کرد؟!... مگر میشود سایهها را ندید و اولینها را از خاطر زدود؟!... مگر میشود؟!
هیاهوی عجیبیست میان کلزاها... نسیم میپیچد و نام آشنایی در گوشم نجوا میشود. همهچیزِ اینجا رنگ و بوی دیگری دارد؛ حتی نوازش باد صبایش، که کم ندارد از سیلی روزگار.
لمس این خوشهها برایم تداعیگر لحظهایست که عقل به پای قلبم زانو زد و دلم لرزید. لرزید به نگاهی و فروپاشید به کلامی. فروپاشید و ترس از رسواییاش پایم را برید؛ برید از دیار مادری... دریغا از این گریز!
حال که چندیست شکستهبالم و تلخی سقوط را چشیدهام، دائم از خود میپرسم، عشقِ در خاک خفته چند؟... شوق پرواز و شهد وصال چند؟ میپرسم تا بدانم بهای روزهای رفته را!
کولهبار مرا میبینی روزگار؟!... پس نگذر و به جبران جاماندههایم کمی دست نگهدار!»
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
این رمان تا دو ماه بعد از اتمام پارتگذاری رایگان در دسترس مخاطب بوده. جدای این، نویسندگی هم شغله عزیزجان، نویسنده حق داره بابت زحمتش هزینه دریافت کنه. و اگر اثرش رو کلاً یا موقتاً رایگان میذاره، علاوه بر دلایل شخصی، یقیناً محبت کرده در حق مخاطبش.
۳ هفته پیشفاطمه
0عالی بود مشتاق خواندن بقیه اش هستم
۱ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم از نگاهت فاطمه جان 🍀🙏 امیدوارم بخش عیارسنج نظرت رو جلب کنه و همراهم باشی😍
۱ ماه پیشنازنین
0عالی بود خسته نباشی
۱ ماه پیشسوگل
1خیلییییییییییی قشنگهههههه
۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی سوگل عزیز... نگاهت زیباست، ممنونم🩵🍀🙏
۲ ماه پیشElika
0از مقدمه معلومه نویسنده چقدر حرفه ایه🔥🎀
۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی الیکا جان. امیدوارم بخش عیارسنج نظرت رو جلب کنه و تا انتها همراهم باشی🌸🙏
۲ ماه پیشنگار
0تازه شروع کردم از همین اول معلومه قلم نویسنده چقدر قویه✨
۳ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی نگار جان. امیدوارم نظرت رو تا انتها جلب کنه🌸🙏
۳ ماه پیشندا
0می خوام شروع کنم بخونم
۳ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی ندا جان. به مهر بخونی🌸🙏
۳ ماه پیشطیبه
0سلام مریم جان ،دوست دارم رمانت را تا آخر بخونم میخواستم ببینم سکه دارم یا باید دوباره بخرم
۴ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
پیام خصوصی برات ارسال کردم عزیزجان🍀💜
۴ ماه پیشتازه شروع کردم
0تازه شروع کردم
۴ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی عزیزم. امیدوارم تا انتها همراهمون باشی🙏🌸
۴ ماه پیشSajede_17
1بله، عالیه
۴ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی ساجده جان 🍀🩵
۴ ماه پیشFarah
0ممنونم.قلمتان سبز
۴ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم فرح جان 💗
۴ ماه پیشفاخته
0چرا حسم میگه داستانمون غم انگیزه🥹😔
۵ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
نه جانم، دکلمه چکیده ای از کل داستانه. رمان سبک رئال نگارش شده و مثل روال همه ی زندگیها غم و شادی رو باهم داره. 💗🌺
۵ ماه پیشمریم تنها
0وای دکلمتون عالی بود و قلب ادمو نوازش میکنه 😞😞😞
۵ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
به گوش جان شنیده باشی مریمجان🌺💜
۵ ماه پیشزهرا
0دارم پیش میرم و به نظرم خیلی داستان جالب میاد
۵ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش آمدی زهرا جان💗 امیدوارم تا انتها برات جذاب باشه😊
۵ ماه پیشتینا
0فوق العاده زیباست
۵ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
نوش نگاهت تینا جان💗🌺
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
برفین
0واقعا من موندم میخوای یک رمان توی این برنامه بخونی همش باید هزینه بدی دیگه رمان رایگانم نیست