پارت هشتاد و یک :

پوران سرتاپای فروغ را برانداز کرد و گفت:
ــ فروغ متخصص قهوه درست کردنه.
فروغ حرفی نزد، تلفنش زنگ خورد، گوشی را از جیب بیرون آورد و نگاهی به شماره انداخت و گوشی را روی مبل پرت کرد و به‌سمت آشپزخانه رفت. برای خودش لیوان چای ریخت و بیرون برگشت و جایی دورتر از آن دو نشست و تکیه داد.
شاهین سر بلند کرد و مستقیم نگاهش کرد. انگار که وزنه‌ای سنگین به قلبش آویزان بود، دست دراز کرد و فنجا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!