پارت دویست و نوزده :
- خوشحالم انقدر بزرگ شدی که بتونی عاشق کسی بشی!
- اووه؛ اصلا اهمیتی نداره چقدر بزرگ شم، به چشم استاد بزرگ یه نیم وجبیام.
خبیث موهاش رو بهم ریختم.
- عهه؛ تازه درستشون کردم.
- عیب نداره هنوز نامزدت نرسیده، اسمش چی بود؟
- هوممم... امیل.
دوتایی به طرف دسته کاناپههای پذیرایی حرکت کردیم.
درسا نشست. نشستم رو به روش:
- تو نبودم اتفاقات دیگهای هم افتاده؟
کنجکاو پر
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
منیر
1خیلی عالی بود.