پارت دویست و نوزده :

- خوشحالم انقدر بزرگ شدی که بتونی عاشق کسی بشی!
- اووه؛ اصلا اهمیتی نداره چقدر بزرگ شم، به چشم استاد بزرگ یه نیم وجبی‌ام.
خبیث موهاش رو بهم ریختم.
- عهه؛ تازه درستشون کردم.
- عیب نداره هنوز نامزدت نرسیده، اسمش چی بود؟
- هوممم... امیل.
دوتایی به طرف دسته کاناپه‎های پذیرایی حرکت کردیم.
درسا نشست. نشستم رو به روش:
- تو نبودم اتفاقات دیگه‎ای هم افتاده؟
کنجکاو پر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • منیر

    1

    خیلی عالی بود.

    ۱ سال پیش
  • دوست نویسنده

    0

    ممنون مریم خانم،داستان داره جالب میشه،سعیدم اضافه شد

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!