پارت دویست و هفده :
سام اخمی به چهره نشاند، فک زیرینش منقبض شد؛ پس از مکثی کوتاه:
- نگو این نیرو همونیه که تو ذهنمه.
آرمان زیرچشمی به سوی یاشار بازگشته. رخشا خود را به آنها رساند.
یاشار اولین کسی که سکوت را شکست:
- هنوز مطمئن نیستیم خودشه یا نه. اطلاعاتی که راجع بهش دادن... با اطلاعات رفیق سابقتون سعید یکسانه.
شهاب:
- یه هکر بلک هت نابغه که پنج سال پیش ناپدید شد و همه ارتباطاتش رو با ماهان و
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Sara
2فهمیدمممم تو اتاق کار باباشه نزدیک ساعت طلاییه یا نیز کار
۴ ماه پیشSara
0دست باباشه یعنی؟
۴ ماه پیشآرمی
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
صبا
0به نظرم باتوجه به خواب های رخشا فایل دست بالای سامه
۱ سال پیشفیونا
0مامامیا! ...
۱ سال پیشدوست نویسنده
7مرسی مریم خانم،با وجودطولانی بودن پارتها و داستان همچنان منسجم ودلچسب.خسته نباشی
۱ سال پیشفاطی
4این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
آمینا
0دست کیه؟؟؟
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
زهرا 🩷
2امکان داره دست سعید باشه ؟ چون یادمه ماهان سعید رو با خانوادش تهدید کرده بود که یه چیزی رو رمز گشایی کنه و آخرشم فهمیدیم خالی بوده