سرگیجهی مرگ به قلم فاطمه مهدیان
پارت سی و نهم :
آتوسا ناخنش را زیر دندان گرفت و شروع به کندن کنار ناخنش کرد؛ صدای نرم و خراشیده شدن دندان بر ناخن، ضعیف بود اما در گوشم مانند نعرهای وحشی و سهمگین طنینانداز میشد اتوسا زیر لب، با صدایی شکسته و لرزان گفت:
-واقعاً… واقعاً…
ناگهانی مغزم فرمان صادر کرد. برگشتم به سمت مامور، صدایم لرزید اما تمام توانم را به کار بردم تا آن را کنترل کنم:
-چه نیازی به بررسی صحنهی جرمه؟ مگر این
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
اوووف
1بالاخره ازدهنش پرید
۱۲ ماه پیشیارا
0حالا حالا مونده تا بخونید کلی چیز از دهنش میپره
۱۲ ماه پیشرقیه
1واییییی آتوسا همه چیو لو داد چقدر این بشر دهن لقه خودشو و لنا رو نابود کرد خاک توسر مرسی نویسنده جون خیلی رمان خوبیه از این به بعد فکر کنم هیجانی تر بشه واییییی خیلی ذوق دارم😃❤️
۱ سال پیشلایف
2وااای چی شد ... میدونستم اتوسای کم عقل لو میدن همچی رو
۱ سال پیشراز
1او مای گاد عالی شد آتوسای دهن لق گفت همیشه ماه پشت ابر نمیمونه
۱ سال پیشreyhane
2واااای حالا دیگه گفتتت. اتوسای دیوونهه🤦 ♀️
۱ سال پیشملی
3حالا خودتونم بکشین نمیتونین اثبات کنین قتل کار شما نبوده وقتی مثل احمقا اثر جرم و از بین بردین و قاتل واقعی و پنهون کردین!!
۱ سال پیشنیلوفر آبی
5آها خوب شد خودشون لو دادند این باید تاوان کاری که کردند بدند مخصوصا لنا بدجنس خسته نباشید ممنون
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
آرزو
0دوست دارم اتوسا رو خفه کنم. البته مشکوک میزنه. حسامم همینطور