پارت ششم :

‌در لحظات اولیه‌ی بریده شدن انگشتم، خون‌ریزی آن باعث می‌شد وجودم سرشار از قدرت و غرور شود. احساس می‌کردم هر قطره‌ خونی که می‌ریزد قدمی‌ست برای رهایی از جهلی که گرفتارش هستیم. لیکن وقتی به خودم آمدم وحشت کردم. هراسم نه از شدت خون‌ریزی بود، نه از نبود ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!