پارت دویست و ششم :

تشر و غرش انزجارآمیز و متنفر سام او را کوبید:
- آره دقیقا برعکس توی عوضی. کسی جز خودت برات مهم نیست.
روفوس:
- من اشتباه کردم.
تای ابروی سام پریده. رخشا لب گزیده و به سوی آن دو بازمی‌گردد. روفوس ادامه داد:
- اگر می‌دونستم مایک این‌جوری آسیب می‌بینه نمی‌اومدم.
رخشا:
- چرا انقدر مایک برات مهم شده؟
- فکر کن جزوی از خانوادمه.
- خودشم اینو می‌دونه؟
- البته که ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fati

    3

    من ب شخصه عاشق مایکم خسته نباشی زیره کاری زیادی رو داری توی رمان جا میدی اما اصلا خسته کننده نیست برعکس جذابه چون جزییات زیادی داره که در عین ظرافت خیلی بهش توجه شده احسنت بهت

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    7

    مثل همیشه عالی گلم

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!