پارت بیست و هشتم :


صدای در واحدشان که آمد تعجب کرد،هیمن که کلید داشت از چشمی در که نگاهی کرد شادیه را دید
خدا به خیر کندی گفت.
شادیه با دیدن پیراهن کوتاه آشتی اخمهایش در هم رفت . احوالپرسی کوتاهی کرد و به سراغ آرمین
رفت.
آشتی هنوز هم از این مادر شوهری که به جاری تغییر جایگاه داده بود می ترسید .... زبانش مثل
مار نیش می زد.
سینی شربت را مقابل شادیه گرفت و بفرماییدی گفت.
ـ نمی خورم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عالی

    0

    عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی

    ۱ سال پیش
  • هما

    0

    خییییییلی زیبابدمرسی

    ۱ سال پیش
  • عالی

    0

    عالی عالی عالی

    ۱ سال پیش
  • شقایق

    0

    عالی هست😍😍😍😍😍

    ۱ سال پیش
  • شقایق

    0

    عالی هست😍😍😍😍😍

    ۱ سال پیش
  • نسرین

    0

    از رمان خوشم اومد

    ۱ سال پیش
  • نسرین

    0

    از رمان خوشم اومد

    ۱ سال پیش
  • زری

    0

    عالیه دوسش دارم

    ۱ سال پیش
  • ام البنین

    3

    ممنون از رمان زیبات ولی این مادر شوهر باید یه توبیخ درست و حسابی بشه بجای شرمنده بودن بابت رفتار پسرش تازه طلبکار هم هست

    ۱ سال پیش
  • Rosha

    2

    می دونی موعتادشم؟؟

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    الان فهمیدم🥰

    ۱ سال پیش
  • کوثر

    1

    ممنون خیلی خوب است

    ۱ سال پیش
  • کوثر

    2

    ممنون خیلی خوب است

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    خداروشکر آشتی هیمن وداشت وگرنه بااین شادیه بدذات دیگه زندگی نداشت

    ۱ سال پیش
  • Maryam

    1

    سلام ممنون از نویسنده عزیز بابت پارت قشنگتون عالی بود سال نوتون پیشاپیش مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشید دلم میخواد شادیه رو خفه کنم دلم برای آشتی میسوزه با اینکه میدونند تقصیره آروین بوده هنوزم آشتی رو مقصر میدونن حال کردم وقتی هیمن جواب شادیه رو داد فقط امیدوارم زندگی هیمن و آشتی خراب نشه

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!