آشتی به قلم سعیده براز
پارت شانزده :
هیمن خود را بی کس و تنها دید ،آرتین پدر ومادر داشت و می توانست به کمک آنها به آشتی برسد
ولی هیمن چه؟نه پدر نه مادری فقط یک برادر که مطمئنا آرتین برایش اولویت داشت .بدتر از همه
خود آشتی بود.آشتی تغییر کرده بود ،بی تفاوت و سردو این بیشتر ازهرچیزی هیمن را می ترساند.
چند وقتی از آمدن هیمن می گذشت .هیمنی که دفعه ی قبل آمده بود بماند ولی به خاطر عذاب
وجدانش رفت واین بار تا جا
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسرین
0خوبه خوبه خوبه
۱ سال پیشنسرین
0رمان خوبیه
۱ سال پیشفاطی
0عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی
۱ سال پیش...........
0.............
۱ سال پیشemami
0خیلی خوبه امیدوارم همین ابرازه علاقه کنه آخرش اروین بیا و پشیمون شده باشه ومرگشم صحنه سازی باشه
۱ سال پیشدیانا
4داش مگه فیلم هندیه🤣🤣🤣
۱ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشنسترن
1چه جای حساسی تموم شد
۱ سال پیشاسما
4امیدوارم کا همین ازدواج کنه
۱ سال پیشآسمان
4آخی هیمن 🥺
۱ سال پیشنرگس
6واقعا بی نظیره دست نویسنده اش درد نکنه
۱ سال پیشم
2چه جای حساسی تمام شد ،فقط امیدوارم انتخاب جدیدشون هیمن باشه ،شادیه یه برادری،برادرزاده ای،خواهرزاده ای چیزی پیدا نکنه این وسط
۱ سال پیشمهسا
4ینی آشتی قبول می کنه هیمن رو؟
۱ سال پیشآمنه
8ای کاش هیمن جلو بیاد واز احساسش به آشتی بگه واین موضوع باعث ایجاد علاقه بشه چون فقط به خاطره بچه ازدواج کنه زندگی بی معنی میشه من که میگم وای به حال آروین که اگه زنده باشه وبعد به وجود آمدن علاقه آشتی به هیمن بخواد برگرده آ.ه پیشم از مردونگی ساقطش میکردم یعنی نامردی به تمام معنا اگه زنده باشه
۱ سال پیشراز
7کاشکی پارت هدیه میدادین جای حساسی تموم شد
۱ سال پیشراز
11شاید هیمن رو پیشنهاد بدن ک ای کاش پیشنهاد بدن چقد قشنگ بشه. من فک میکنم آروین زندست و ی روز پشیمون میشه و برمیگرده
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
هاله
0واقعا مادرانه برخوردکرده