آشتی به قلم سعیده براز
پارت دوازده :
جای خالی آروین اصلا حس نمیشد چرا که آروین هیچگاه در کنار آشتی نبوداما حالا اوضاع فرق
کرده بود .یک موجود کوچک درون بطن آشتی در حال رشد بودوتمام احساسات آشتی را برانگیخته
بود. انگیزه ای برای ادامه ی زندگی اش شده بود.
آشتی وقتی ویار داشت و حالش بد میشد ،دلش پدر بچه اش را میخواست تا با نگرانی جویای حالش
شود اما وقتی به جای آروین، مادر و خواهرش جویای حالش می شدند آشتی نمی
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا خانوم
0قشنگه و جذابه
۱ سال پیش۰۰۰
0بیچاره آشتی معلوم نیست به چیه شوهرش دل بسته ممنون نویسنده عالی بود
۱ سال پیشنسرین
0خوبه تا ادامه رمان روببینم
۱ سال پیشفاطی
0عالی عالی عالی
۱ سال پیشل
0عالی بود ایول
۱ سال پیش..........
0..........
۱ سال پیش..........
0..........
۱ سال پیشریحانه
0رمان زیبایی
۱ سال پیشکوثر
1عالیه ممنونم از نویسنده
۱ سال پیشکوثر
0عالیه ممنونم از نویسنده
۱ سال پیشستاره
1آروین کی بود که آشتی موقع بارداری منتظر بود که بیاد و نازش رو بکشه به نظرم اینجاش هم دور از واقعیت بود
۱ سال پیشکوثر
0خیلی ممنون رمان خیلی قشنگیه
۱ سال پیشآمنه
5سعیده بانو خیلی خوبه راستی نویسنده بانو فقط یک پارت اومده ما هم طمع کار شدیم همش منتظر پارت های بیشتر رمان قشنگتون هستم انگار رمانتون باعث تحریک کنجاویی بیشتر ما شده که طاقت صبر کردن نداریم
۱ سال پیشنازنین
9سعیده جون خیلی کم بود ایکاش پارت هدیه بدی
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
حنانه
0اخلاقای اشتی رو اعصابمه چرا انقدر تو سری خوره اگه خانوادش حمایتگر نبودن یا تو شرایط بدی بزرگ شده بود این رفتار باز قابل توجیه بود