پارت دویست و نود و نهم :


ماهی با گنگی نگاهم می‌کند و با تردید می‌گوید:

- عمارت؟

- دیگه منم بودم خانم دکتر بودم، مطب می‌زدم یادم می‌رفت که اون عمارت به اون بزرگی دارم.

ماهی با یاد اوری عمارت جواب می‌دهد.

- این همه راه اومدی که معامله جوش بدی؟

- این همه راه اومدم که یه خانم دکتر رو از مطبش بدزدم و ببرم.

ماهی با آرامش گل را به سمت بینی می‌برد و می‌بوید.

-

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!