ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت دویست و نود و هفتم :
محمد محکم دستش را دور شانهام میاندازد و سرش را روی شانهام قرار میدهد.
- شبی که فکر کردم قراره زن احمد بشی هم همین طور شدم. آدم برای کسی که بازیچهاش کرده تا مرز سکته میره؟
در جواب حرف محمد سکوت میکنم. محمد هم حرفی نمیزند. سکوت هر دو نفرمان را صدای زنگ میشکند. دکتر اورژانس که میآید، اولین کاری که میکند فشار محمد را میگیرد. فشار روی دوازده است. دکتر توصیه
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...
آسمان
0باریک الله 🎉♥️