دلی که کرده هوایت به قلم ر.اکبری
پارت شانزده :
*******
لاله روغنهای مخصوص را از داخل کیفش بیرون آورد و با دقت و آرامش، همه را کنار تختی که برای ماساژ آماده شده بود چید، تکتک همه را چک کرد، نگاهی به تخت و دوباره نگاهی به روغنها انداخت و نفسش را بیرون فرستاد. چندثانیه بعد عود و شمع را روشن کرد و روی مبلی نشست و چشم چرخاند درون سالن مجللی که سرتا تهش پیدا نبود و زرق و برق وسایلش، هر چشمی را خیره میکرد. آهی عمیق کشید و میان ذهنش ت
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...