ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد و سی و هشتم :
چشمانم را میبندم تا کمی آرام شوم. لحن تندم ماهی را میترساند. امشب شب ترسیدن ماهی نیست.
- ببخشید عزیزدلم. نمیخوام ازم بترسی. میون این همه زخم یه امشب تو رو دارم. دلم نمیخواد...
حرفم را میخورم. نباید حرفهایی بزنم که فردا نتوانم در صورت ماهی نگاه کنم.
- دلم میدونی چی میخواد محمد؟ یه محمد که آروم باشه و اخمش آدم رو بترسونه نه یه محمد که تظاهر به آروم بود
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
به مهرخوندی
۱ سال پیشفاطمه
0واقعا ممنونم بابت پارت های هدیتون قلمتون مانا عزیزم
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
ممنون گلم
۱ سال پیشستاره
0سپاس بیکران بابت این حجم ازمحبت وپارتهای محمدماهی 💐💐💐
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
نوش نگاهت
۱ سال پیششکوفه
4ممنون که انقدر به مخاطب تون احترام میزارید لذت بردم از پارت هدیه دوباره قلبم اکلیلی شد
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
عزیزم
۱ سال پیش??
1👏👏👏👏👏👏❤❤❤❤❤❤❤❤
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
فاطمه
0وای این چند پارت خیلی قشننگگگ بودن قلبم اکلیلی شد.. محبوبه جان خیلی ممنونم بابت پارت های هدیه دست مریزاد دختر گل کاشتی😘