پارت صد و سی و هشتم :


چشمانم را می‌بندم تا کمی آرام شوم. لحن تندم ماهی را می‌ترساند. امشب شب ترسیدن ماهی نیست.

- ببخشید عزیزدلم. نمی‌خوام ازم بترسی. میون این همه زخم یه امشب تو رو دارم. دلم نمی‌خواد...

حرفم را می‌خورم. نباید حرف‌هایی بزنم که فردا نتوانم در صورت ماهی نگاه کنم.

- دلم می‌دونی چی می‌خواد محمد؟ یه محمد که آروم باشه و اخمش آدم رو بترسونه نه یه محمد که تظاهر به آروم بود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    وای این چند پارت خیلی قشننگگگ بودن قلبم اکلیلی شد.. محبوبه جان خیلی ممنونم بابت پارت های هدیه دست مریزاد دختر گل کاشتی😘

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    به مهرخوندی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    واقعا ممنونم بابت پارت های هدیتون قلمتون مانا عزیزم

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    ممنون گلم

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    سپاس بیکران بابت این حجم ازمحبت وپارتهای محمدماهی 💐💐💐

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت

    ۱ سال پیش
  • شکوفه

    4

    ممنون که انقدر به مخاطب تون احترام میزارید لذت بردم از پارت هدیه دوباره قلبم اکلیلی شد

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۱ سال پیش
  • ??

    1

    👏👏👏👏👏👏❤❤❤❤❤❤❤❤

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!