پارت صد و بیست و یک :


ماهی محکم روبرویم می‌ایستد.

- الان به احترام پدر جون بهت چیزی نمیگم اما در اسرع وقت باید این موضوع رو بین خودمون حل کنیم.

ماهی وارد عمارت می‌شود و منتظر من نمی‌ماند. به درختان محوطه عمارت نگاهی می‌اندازم. این درختان شاهد تک تک لحظه‌های تنهایی من هستند. ماهی چه می‌داند از درد های من؟

شاید اگر ماهی هم مثل دخترهای اطرافم بود، راه همواری داشتم اما رفتار ماهی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!