ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت هشتاد و هشتم :
ذوق رفتن از اینجا جایی برای فکر کردن به خوشمزگی محمد نمیگذارد.
- مزاحم استراحتتون نمیشم. دو ساعت دیگه صداتون میکنم.
کم مانده دوستی بر سرم بکوبم، با کدام ساعت قصد دارم زمان را نگه دارم.
- نیاز نیست صدام کنی، ماهی! دو ساعت دیگه یه سرباز میاد دنبالم برم ماشین رو ازش تحویل بگیرم.
محمد تک سرفهای میکند:
- تو هم استراحت کن. فردا حسابی روز پر کار

لطفا صبر کنید...
ستاره
0ازاینجابره بیرون بلکه فرجی بشه