پارت هشتاد و هشتم :


ذوق رفتن از اینجا جایی برای فکر کردن به خوشمزگی محمد نمی‌گذارد.

- مزاحم استراحتتون نمیشم. دو ساعت دیگه صداتون می‌کنم.

کم مانده دوستی بر سرم بکوبم، با کدام ساعت قصد دارم زمان را نگه دارم.

- نیاز نیست صدام کنی، ماهی! دو ساعت دیگه یه سرباز میاد دنبالم برم ماشین رو ازش تحویل بگیرم.

محمد تک سرفه‌ای می‌کند:

- تو هم استراحت کن. فردا حسابی روز پر کار

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ستاره

    0

    ازاینجابره بیرون بلکه فرجی بشه

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    شاید بشه

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!