شدو به قلم ملیکا کمانی
پارت سی :
روی حال عجیب مرد و دل پر التهاب خودش چشم بست و باز آن نقاب بیتفاوتی را روی صورت زد. بعد «باشه»ای گفت بغضدار از پسزده شدنهای چندساله سمت سالن روان شد. نمیخواست فکر کند. نمیخواست به آخرین باری که خندهی بیغل و غش او را دیده بود بیاندیشد. نمیخواست به یاد کشویی که پر از خوراکیهای تاریخ مصرف گذشته بود بیافتد. نمیخواست برای خود قبل از دبیرستانش دلتنگ شود. نمیخواست باز عقلش را به مهر ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایحایح 👀😁 نمیدانم اطلاعی ندارم😌😂❤️
۶ ماه پیشازیتا
1تا این قسمت عالی وجذاب غیر از اسامی زیادی که وارد رمان میشه ذهنم خیلی مشغول میشه تا یاد بیارم چه نسبتی باهم دارن🤔🤔🙂
۱ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایجوونم حق داری اینا همه داستان دارن🌝❤️
۱ سال پیشثریا
1بلایی سر تپش نیاره🙄🥲
۱ سال پیشمریم گلی
0هدف آرش رو نمیدونم ،انتقام ،کمک،از اونور *** به باران بیچاره ،از اونور آزمایش بتا ،واقعا هدفشو نمیدونم ،از دوستیش با تپش هم وحشت زده ام ،ممنونم نویسنده جان
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
تیش تیششش بدونی که مزهش میره 😁مرسی که میخونی خوشگلم😍
۲ سال پیشساره
3کسی ک عشق ی طرفه رو تجربه کرده مظلوم ترین آدم دنیاست! چون ن میتونه از طرف ناراحت بشه بابت نخواستنش ن با خودش کنار بیاد بابت خواستنش!>>
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
عزیزممم چقدر قشنگ بود حرفت😓دقیقااا همینه
۲ سال پیشسارا
3خیلی خفن تر شد ولی خب فک کنم آرش دراکولا باشه
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
خفن شمایی جااانم🥰نمیدونم کههه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
0اصلا حس خوبی ب آرش ندارم ب احتمال حسم میگه همون دراکولا ک پلیسا دنبالشن ممنون از قلم زیبایی ک داری