سوگند به دست هایت ( جلد دوم رمان آخرین بوسه ) به قلم میم.الف (مهسا ٩٣)
پارت سی و هفتم :
نالیدم:
-خالههههه...
-جان خاله؟بگو چی شده.
-خاله بیا بیمارستان«....».
-یا حسین...بیمارستان برا چی؟
-خاله آراز....آراز خوب نیست...
صداش نگران تر شد:
-رها درست حرف بزن ببینم، آراز چش شده؟
-خاله تو رو خدااا...زود بیا...
-باشه بشه الان خودمونو میرسونیم...گفتی کودوم بیمارستان؟
-بیمارستان«....»
-باشه باشه خدافظ.
و بدون اینکه منتظر جوابی از جانب من باشه قطع کرد. دوباره
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ژیلا
0عالی بود مرسی
۱ سال پیشجواد
1عالییییه
۲ سال پیشریحانه
2ب رها هم حق میدم هم نمیدم گنا داره اراز رها فک میکنه از رو ترحم فته دوسش داره پوففف با این فکراش
۵ سال پیشکیانا
2ولی من اصلا به رها حق نمیدم بیشعورو نیگا نیگا خودش داره با دستای خودش آجر های خونش رو میریزه دختره احمق
۵ سال پیشن
0بهش حق بدین تو این وضعیت حتما می خواد به اراز اسیب نزنه
۵ سال پیشتینا
0از شخصیت رها خوشم نمیاد لوسه رمانم زیاد کلیشهی
۵ سال پیشآرام
2نویسنده جون توروخداپارت بزار نصفه جون شدم انقد گشتم شاید نزدیک شش ماه گشتم این رمانو ولی پیدا نکردم بعد ک پیداکردم نصفه بودتوروخداحداقل روزهای زوج یا فرد پارت بزار جمعه نزار ولی توروخدازودتر پارت بزار
۵ سال پیشملیکا
1دقیقا منم خیلی وقته دنبال این رمانم یه بار تا نصفشو پیدا کردم الانم ک اینا تا پارت بزارن می کشند ادمو
۵ سال پیش
1عالی بود
۵ سال پیشرویا
1واقعا عالی بود اما رهام خیلی احمقه چرا به اراز گفت بره 😭😭😭😭😭
۵ سال پیشعسل
5این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Najme
1مثل همیشه عالی بود
۵ سال پیشFatemeh
5سلام مرسی از نویسنده عزیز🌺💓لطفا رمان رو طول نده و زود آراز و رها رو به هم برسون بیچاره رها همین طور هم تنهاست و سختی کشیده ممنونم از رمانت که این قدر عالیهه ازت میخوام پایانش خوش باشه🌹🌹
۵ سال پیشریحانه (قلب یخی)
4رها ی دیونه عالیییییی
۵ سال پیشآتنا
4دیگه واقعا دارم دیوونه میشم
۵ سال پیشSaba
6نویسنده من اومدم تو کانال *** که بخونم پارت هارو ولی باید خریداری میشد. بعد هم کل نویسنده ها روزی یه بار پارت میزارن ولی فقط پارتای شما تو هفته دو بارن نمیگم بعده نه اتفاقا عالی ترین رمانی چند سال
۵ سال پیشSaba
6رها به خاطر این میگه که آراز بیشتر از این آسیب نبینه ولی نمیدونه که آراز سرد تر از اون موقعه هاش میشع و برای در آوردن هرس رها با همه دخترا اوخت میشع البته نظر میدم. نویسنده لطفا ماجرا رو طول ندید
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
رها
0خیلی هیجان داشت