التیام به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت هفتاد و نهم :
از کلانتری بیرون رفتم. باز هم تماسهای ناموفق و دلشورهی من... سوار تاکسی شدم که مهتاب زنگ زد. بیحوصله و کلافه بودم.
- الو؟
- چکار کردی با این پلیسبازیات؟ تونستی کاری هم پیش ببری؟
- نهبابا... بدتر شد! پلیس میگه دلایل کافی ندارم که پیگیری کنه. حالا دیگه از سینا هم بیخبرم، حتی پیگیر اونم نمیشن!
مهتاب ریز ریز خندید و گفت:
- یهساعته ازش بیخبری میخوای واست پیگیر ب
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آتی
6خدایی وضعیت پارتا خیلی بدهههههه هفته ای دوبار اونن انقد کوتاهه ک ادم اصا متوجه نمیشه چی ب چیه
۳ سال پیشااا
4ای وای سوگند را دزدیدند😑
۳ سال پیشسیتا
8چرا این پارت اینطوری بود نصفه پارت اصلا مشخص نبود نشد بخونی خیلی هم پارت کوتاه بود
۳ سال پیشدخترای من
4ای وای زدنش سوگند و 🤔
۳ سال پیشقشنگتراز پریا
9عجببببب!!!
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...
ناشناس
2این بدهه