پارت شصت و پنجم :

جوابش را با یک لبخند دادم تا خاطرش آسوده شود که پیشنهادش را پذیرفته‌ام. سینا به خیال خودش بازیگر خوبی بود و وانمود می‌کرد حالش بهتر شده است اما من به‌خوبی متوجه تمام رفتارهایش بودم. گاهی وقتی سرگرم کاری بود بی‌آنکه خودم متوجه رفتارم باشم، نگاه غمبارم به او خیره می‌ماند و نگرانی از آن چکه می‌کرد و سینا هربار اطمینان می‌داد که همه‌چیز روبه‌راه است.حوالی غروب بود که از خانه بیرون رفت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ناشناس

    4

    اوه اوه این یکی دیگه چرا مرد

    ۳ سال پیش
  • نفسم

    4

    امیدوارم سوگند ازکار سینا سردربیاره..مرسی نگار جون

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    5

    اخه چراا،؟🥺🥺

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    4

    چرا پارت گذاری رو تغیر دادین نویسنده الان باید تا یکشنبه منتظر پارت بعدی باشم اگه مثل قبل بود دو تا پارت رو پشت سر هم می خوندیم 🤔🤔

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!