پارت پنجاه و ششم :

ساعتی بعد در نشیمن نیمه‌تاریک خانه، بی‌حرف و اخم‌آلود مقابل سینا نشسته بودم. نفسش را پرصدا بیرون داد و غرولندکنان سمت آشپزخانه رفت:
- من می‌خوام پدرِ این مرتیکه الدنگ رو در بیارم، بعد تویِ...
حرفش را کامل نکرد و زیر لب بدوبیراه گفت. از وقتی شرطی که برای رضایت منصور گذاشته بودم را فهمیده بود مثل اسپند روی آتش بالا و پایین می‌پرید. حتی جلوی پیمان ملاحظه نکرد و با عصبانیت تشر زد و ش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفسم

    4

    دندون لق راباید کشید منصور دندون لقی بود برای سوگند. درسته سخته..اما لیاقت سوگند رانداره.بخشش درسته خوبه اما گاهی ضربه ی قبل ازبخشش اونقدر کاری وبده ک طعم بخشش راتلخ میکنه..مرسی نگار جون عالی بود

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    9

    عالی بود♥️✨ این رمان از اولش هم برام جذابیت خاصی داشت 🥺🤍 خیلی دوسش دارم🤍 مچکرم نگار خانم با این قلم زیبات ک روز ب روز بیشتر شیفته ش میشم♥️

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    8

    خوب بود ولی دلم میخواد این رمان تمام بشه گرداب سر نوشت رو رایگان پارت گذاریش شروع بشه بخونم 😉😉

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    9

    رمانت عالیه نگارجون، ممنون بابت پارت گذاری منظم و خوبت♥️

    ۳ سال پیش
  • ااا

    10

    مرسی نگارجان مثل همیشه عالی دمت گرم♥♥

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!