دشمن بی نقص به قلم فاطمه سیاوشی
پارت سی و چهارم :
بعد از گرفتن دوش و استراحت به اشپز خانه میروم و چای خوش عطری میریزم و روی مبل لم میدهم و نوش جان میکنم ....
ذهن مشغولم اجازه خواب نمیداد ...تصمیم گرفتم اماده بشم و کمی خیابان گردی کنم ....دلم برای تهران لک زده بود .... برای خیابان ولیعصر ....شلوغی مترو ....راست میگن که هیچ جا وطن ادم ناین رمان به اتمام رسیده است و به درخواست نویسنده به علت (چاپ یا ویرایش) تا اطلاع ثانوی امکان مطالعه آن وجود ندارد
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
سمیرا
30اوه اوه هیجانی شد فرهادواقعابی لیاقت شد ستودع بایدبهش دیگه توجه نکنه مرتیکه
۳ سال پیش!اسید میقولی؟
51اوووف .. این فرهاد اعصاب برا آدم نمیذاره😑 خیلی اعصابم خرد شد بخاطر این پارت... ستو قدرتو نمیدونن یکم طاقچه بالا بگیر😏 تا بفهمند دنیا دست کیه🤣😐
۳ سال پیش...
23نمیدونم چرا این رمانه هیجان اولیه ای رو که بهم میداد وجذبم میکرد رو دیگه نداره
۳ سال پیشجج
20این پارت اعصابمو خورد کرد
۳ سال پیشزهراقنبری
40سلام ازاینکه تمام تلاشت رامیکنی که رمانت بدون عیب باشدوغلط املایی نداشته باشدسپاسگزارم قلمت گیرایی خاصی داردونمیتوان حدس زد که درپارت بعدقراراست چه اتفاقی بیافتدفقط کمی ازهیجان رمان کم شده ممنون ازت
۳ سال پیشگل سرخ
40دیگه فرهادم داره خیلی بدمیشه بگومردیکه خرخالش این بلاروسرش اورده داری ازش پشتی بانی می کنی توهین زنت می کنی بگواگه پدرخوبی بودی ازبچت سوال می کردی چشه
۳ سال پیشاسرا
61فرهادهم که کوته فکردرآمد
۳ سال پیش
سوگی
20فرهاد بی لیاقت💔نفهم