پارت پنجاه و سوم :
***
صدای بلند هستی دادفر که پایان جلسه را اعلام کرد، رشتهی افکار مشوش نیما را از هم گسست. نگاه گنگی به اطراف انداخت و مهندسین و مدیران شرکت را دید که یک به یک از پشت میز بلند میشوند و از اتاق بیرون میروند. کامبیز سمت نیما آمد و گفت:
- میخوای چکار کنی؟ ورشکست نکنه شرکت!
نیما ابرو در هم کشید و ماتزده لب زد:
- هان؟ چیو چکار کنم؟
کامبیز پوزخندی زد و لب به تمسخر باز کرد:
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
رقیه
4ای توف توروی کسانی که اینجوری دخترارو بدبخت میکنن😡😡من مطمئنم نیما میتونه حالت روحی ستاره رو خوب کنه♡♡♡
۵ سال پیشAzadeh
7خیلی خوبه که به مسائل و مشکلات مربوط به قربانیان *** تو ایران میپردازی. معمولاً قربانیان *** تو ایران موقع ازدواج ب مشکل میخورن یا مجبورند با متجاوز ازدواج کنند یابافردی با شرایط نه چندان جالب
۵ سال پیشMari
7اگه پای رامین ب ماجرا باز بشه یا پسر گوهر باشه و دوباره ستاره ببیندش چی?
۵ سال پیشگوگولی
12خدالعنتت کنه رامین رو خداواسه هیچکسی نیاره ممنون نویسنده جون رمانت عالیه ❤مرسی عزیزم ک یچیزایی رومیگی ک توکشورمون مخصوصا برادخترا خیلی دردناکه ولی جامعه قشنگمونبراش اصلامهمنیست امنیت نداریم 😒
۵ سال پیش...
28عجب روزگاریه نه فقط در ایران بلکه در کل جهان قربانیان تجاز وجود داره ....شرایط خیلی بدیه...امیدوارم روزی باشه که هیچ قربانی تجاوزی نباشه...و برای هیچ دختری پیش نیاد...
۵ سال پیشباران
1نگاری جانم پارت فوق العاده ای بود ممنونم فدات بشم .💙❤️
۵ سال پیش..
30ای ایشالا گور ب گور شی رامین😐نگا نگا با دختر مردم چیکار کردی😒
۵ سال پیشAramesh
17پس این رامین کی میاد تو داستان؟ 😶 منتظرشم😂👐🏻
۵ سال پیشزهرا
20اخ جون جواب مثبت داد 💖💖💖💖
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
سارا
1آفرین به ستاره که این موضوع دو با مشاورش درمیون گذاشته و خواسته با نیما حرف بزنه در مورد تمام مسائل