پارت پنجاه و چهارم :

برای جواب دادن به او مکث کردم. حق داشت سرزنشم کند و این را خودم بهتر از او یا هر کس دیگری می‌دانستم اما هیچ کس به پیشینه‌ای که به این تصمیم وادارم می‌کرد، توجهی نمی‌کرد! وجدانم بیخ گلویم را چسبیده بود و در قبال فداکاری فائزه و خطری که آن روز به خاطر من به جان خرید، نمی‌توانستم دست کمکش را پس بزنم.
ناخودآگاه گلویم از بغضی ناخواسته سفت شده بود. کاش گذشته‌ دست از سرم بر‌می‌داشت. کاش ف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!