در آغوش دشمن به قلم نسترن شاکر
پارت پنجم :
فصل پنجم: قلبی آشفته
-------
هانا احساس میکرد گویی صخرههای سنگین و سردی روی سینهاش فشار میآورند. در مسیر رسیدن به پارکینگ، کیارش بیصدا در کنارش قدم برمیداشت؛ گامهایش آرام بود، اما حضورش مثل یک سپرِ نامرئی، سنگینیِ نگاههای کنجکاوِ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
نیایش
1عالیه عالیه حتما بخونین بقیه رو نمیدونم اما من کیارش رو دوست داشتم البته که فعلا پارت ۵ هستم....