پارت شانزده :

پوزخند بوسوعه غلیظ‌تر شد و گفت داشتن چنین افکاری با توجه به وضعیتم طبیعی است. چشمانش را ریز کردم و پرسیدم:
- مگر چه وضعیتی دارم؟
اما جواب نداد. فقط شانه‌ای بالا انداخت و بی‌صدا از من دور شد.
***
پس از چند روز دلیل رفتارهای ژان بوسوعه را فهمیدم. دلون برای تمام کسانی که به کتابخانه می‌رفتند قصه بافته بود که من یک روان‌پریشِ بی‌خدا هستم که انگشتش را بریده. جرم و جنایت را عار ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • موسی بن جعفر

    0

    یجور علاقه ای داره که خودشم نمیدونه چیه

    ۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!