پارت چهارم :

هیمن بعد از اینکه احساس کرد همه خوابند، از اتاق خارج شد تا کمی آب بخورد.

آروین را روی کاناپه گوشی به دست دید.

-آروین چرا اینجا خوابیدی؟

- اِ...تویی؟هنوز نخوابیدی؟

- نه ،جواب منو بده؟

- خوشم نمیاد با اون دخترِ تو یه ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!