رمان راجب سه تا دختر که یازده ساله باهم رفیقن و میان به شیراز که برای خودشون خانم دکتری بشن اما متوجه میشن که کنار خوابگاهشون ی خوابگاه پسرونه هم وجود داره ... طی اتفاقاتی با سه تا پسر برخورد میکنن که تو خوابگاه بغلی ساکنن ... حالا هر کدوم از این اکیپا سر مسایلی کنجکاو میشن برنو به پشت خوابگاه نگاهی بندازن .. اما همین کنجکاوی کاری میکنه که اینا پاشون به ی تونل باز بشه ... تونلی که تو ی سرش این شش نفر قرار دارن و تو سر دیگش ... خوشبختی

ژانر : عاشقانه، طنز، انجمن رمان ترکان

تخمین مدت زمان مطالعه : ۶ ساعت و ۴۷ دقیقه

مطالعه آنلاین تونل خوشبختی فصل اول
نویسنده: نسترن قره داغی

ژانر: #عاشقانه #کمدی

خلاصه:

رمان راجب سه تا دختر که یازده ساله باهم رفیقن و

میان به شیراز که برای خودشون خانم دکتری بشن اما متوجه میشن که کنار خوابگاهشون ی خوابگاه پسرونه هم وجود داره ...

طی اتفاقاتی با سه تا پسر برخورد میکنن که تو خوابگاه بغلی ساکنن ...

حالا هر کدوم از این اکیپا سر مسایلی کنجکاو میشن برنو به پشت خوابگاه نگاهی بندازن ..

اما همین کنجکاوی کاری میکنه که اینا پاشون به ی تونل باز بشه ...

تونلی که تو ی سرش این شش نفر قرار دارن و تو سر دیگش ...

خوشبختی

به نام حق

مقدمه

یادش بخیر ان روزی که تو را دیدم ،دلم لرزید ولی به روی خودم نیاوردم ...

باتو حرف نزدم ،جوری وانمود کردم که گویی از تو متنفرم ...

من نمی خواستم عاشق شوم ،عاشقی برایم زود بود...

اما تو کار خود را کردی ،تو خودت رابا زور وارد قلبم کردی ...

من این را نمیدانستم ولی تو در قلبم بودی...

با تو دعوا میکردم،بحث میکردم ولی تو در قلبم بودی...

از تو پیش همه بد میگفتم اما تو در قلبم بودی ...

من دوست داشتم و نمیدانستم...

زیبا بودی همانند ماه...

ماه!!...

نه تو از ماه هم زیبا تربودی...

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت.درحالی که گویی ایستاده بودم ...

چه بسیار غصه هایی که فقط باعث سپیدی موهایم شد درحالی که قصه ای کودکانه بیش نبود...

دریافتم کسی هست که اگر بخواهد"میشود"و اگر نخواهد "نمی شود"به همین سادگی...

کاش نه میدویدم ونه غصه می خوردم و فقط او را میخواندم و بس...

تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ،راهی برای عبور هست...

راهی برای خوشبختی...

معرفی شخصیت ها

رونیکااقایی...

پگاه رعوفی...

آرامش ریایی...

رادوین خداداد...

حسان محمدی...

مهراب پور اسد..

#part_1

آروم و بی سر و صدا به بیرون از پنجره ماشین زل زده بودم .

تو فکر بودم،تو فکر اینکه چطوری الان توی ماشین نشستیم و داریم راه تهران،شیراز رو طی می کنیم .

تو فکر این که پگاه چطور چند وقت پیش با جیغ جیغ وارد خونمون شد و قبولی من و خودش و آرام و تو رشته ی مورد علاقمون داد و گفت که دانشگاه علوم پزشکی شیراز قبول شدیم ...

و بماندکه با چه زحمتی پدر و مادرامون و راضی کردیم که به شیراز بیایم...

دو هفته پیشهر سه با پدرامون به شیراز رفتیم و کارای ثبت نام دانشگاه و خوابگاهی که چقدر دنبالش دویدیم تا بلکه سه تا جای خالی داخلش پیدا شه ولی نبود که نبود رو انجام بدیم...

اخرشم ی خوابگاه تقریبا نزدیک دانشگاه پیدا کردیم ولی خدا میدونه که چقدر تلاش کردیم که پدرامون نفهمن که خوابگاه پسرا هم دقیقا بغل خوابگاه ماست...

خدا بگم مهندس این دو تا خوابگاه رو چی کار کنه تا بلکه ازدستشون راحت بشیم تا دیگه از این خوابگاه ها نسازند...

والا اگه بدونید چقدر سر همین موضوع استرس داشتیم ،مطمعن بودیم که اگر پدرامون بفهمن باید قید درس خوندن و می زدیم .

هییییی خدا چه زود گذشت .الانم داریم با ماشین ما و به همراه پدر من و پدر پگاه به شیراز میریم وچون هم جا نداشتیم وهمم واسه بابای ارام کار اداری پیش اومد ایشون دیگه با ما نیومدن...

پگاه:کجایی؟؟!

+ها؟؟

پگاه:بیا ارام،خانم تازه میگه ها،سه ساعته داریم صداش میزنیم تازه میگه ها

ارام :ها کوفت معلوم هست اصلا کجا میچری

با نگاه بابا هامون از داخل اینه سریع حرفشو درست کرد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:یعنی میچرخی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یواش میمونی نثارش کردم و گفتم:داشتم به این فکر میکردم که چه زود گذشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:اره خیلی زود گذشت 11 سال!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آرام:اوهوم انگار همین دیروز بود که سه تا دختر بچه هفت ساله بودیم کی باورش میشه ما الان هیجده ساله مونه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من و پگاه اروم و هماهنگ گفتیم :من

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام ی چشم غره خفن به ما رفت که همون لحظه بابام آهی کشید و گفت:اره انگار همین دیروز بود که رونیکا رو اوردن ودادن دستم تا دختر کوچولومو ببینم (من موندم دیروز چقدر اتفاق مهم افتاده بود)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عمو سالار (بابای پگاه):اره ،بچه ها زود بزرگ شدن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد دوتایی رفتن تو فاز اینکه تو دوسالگی من چی شد و دهیه پگاه کی اومدو فلان و بساط

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشتم طرف بچه ها که پگاه با دیدنم زد زیر خنده و ارامم به شکل بچه ها بغض کرد و گفت:من بابامو موخام🥺

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و شروع کرد الکی هق هق کردن که دوباره توجه اقایون به ما جلب شد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عمو:چی شده ارام جان ؟..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:هیچی عمو جون ابریزش بینی گرفتم یعنی نه مریض شدم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بابام با حالت شوخی گفت :خدا نکشتت ارام تو از بچگی هم از این دو تا خنگ تر بودی همش سوتی میدادی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام چشاش قد دو تا توپ پینک پونک شد و ماهم به حرف بابا خندیدیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام :مرسی واقعا عمو جان ،بچه تنها گیر اوردید؟! اصلا همین دختر شما رونیکا از وقتی با این گشتم این شکلی شدم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وبعد به حالت قهر سرشو به سمت پنجره برگردوند و بابام شروع کرد به ناز کشیدن خانم،نکه بابای من خیلی شوخ و بی تعارف همیشه باید ناز چهار نفر و بکشه ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکی زن خودش و یکیم من بعدم این دو تا منگول

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

#part_2

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از دو ساعت که نصف بیشتر راهو اومده بودیم رسیدیم و بعد از بدرقه پدرامون سریع از خوابگاه زدیم بیرون و شروع کردیم به شیراز گردی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چه خوب که بابا ماشین و برام گذاشت و خودشون با ماشین راه رفتند...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من از پچگی به کمک بابام رانندگی میکردم ،ولی یکی،دوماهی میشه که گواهی نامه گرفتم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به همین دلیل رانندگیم مث گفتن حروف الفبا از زبون ی کلاس اولی تق و لق نبود ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خب بروبجزکجا بریم؟...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:بریم ی رستورانی جایی شام بخوریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:بیا رونیکا خانم تحویل بگیر کی ساعت 5شام میخوره که ما بخوریم ؟!!بعد بابات به من میگه خنگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خب خنگی دیگه تو که دیگه باید بدونی این پگاه، محصول گاو، شیر پگاه ، ماست پگاه ، دوغ پگ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:رونیکااااااا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+باشه باشه منظورم اینکه این کلا گاو ،فقط میخوره براش ساعت مهم نیست که ،من موندم لامصب چرا چاق نمیشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من و ارام میخندیدیمو پگاه هم حرص می خورد ، میدونستم الان تو دلش داره به اونی که این اسم و براش انتخاب کرده صلوات میفرسته...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد کلی گشتن ی پارک خانواده پیدا کردیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولی خب اسمش پارک خانواده بود مگرنه همه دختر و پسر بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماشین و ی گوشه نگه داشتم و به سمت پارک رفتیم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماشاالله پرپر بود و جایی واسه نشستن نبود حتی روی چمنا !!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی رمق همونجا وسط راه نشستم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اقا من خاکی خاکی ام همه از خاکیم و به خاک باز خواهیم گشت ،پس بشنید بشینید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بچه ها هم میخواستن بشینن که چند تا پسر سوسول و چندش🥴که دیگه اسمشونو نمی شد گذاشت پسر ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بهتر بود بگیم اوا خواهر از بغلمون رد شدن ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکی شون از اون چندشاش رو کرد به منو گفت:مانتوت کثیف نشه جیگررررررر

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+تو مواظب مانتو خودت باش ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ی نگاه به اسلشش کرد و گفت :تو دهات شما به این میگن مانتو جوجو؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+تو دهات ما که میگن مانتو حالا تو دهات شما اسمشو ی چی دیگه گذاشتنو نمیدونم جوجو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از اینکه کاملا خیط شد و جوابی واسه گفتن نداشت راشو کشیدو میخواست بره که رو به بچه ها گفتم:لامصب چه خوب ابرو هاشو تتو کرده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دیگه کاملا قرمز شده بود و جوابی واسه گفتن نداشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همین طور هم قسمتی از پارک که ما تو دیدشون بودیم از خنده رو به موت بودن ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خب چیه تیکه انداخت جوابشو گرفت .والا مملکت که بی صاحاب نیست .من هستم به جا همه مسعولین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلخره دخترا هم نشستن و یکم با هم به ارایش فلانی و دوست پسر بساطی و مدل راه رفتن این و چشای چپ اونو از این چرت و پرتا گفتیم وخندیدیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یعنی اون وسط نشسته بودیمو هر کی که میومد از جلومون رد بشه ی تیکه از ما میشنید...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خوب شد ما پسر نشدیما مگرنه ی دختر تو مملکت از دست ما اسایش و ارامش نداشت ،بس که چشم چرونیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شب بعد از خوردن شام تو ی رستوران شیک به حساب منه بدبخت ، رفتیم خوابگاه و بعد از دعواهای همیشگی مسخرمون(همون بالش کوبوندن تو مخ همدیگه)خوابیدیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چه خوب که تو اتاقی که ما هستیم فقط سه تا تخت برای ما سه تاوجود داره و کسی دیگه مزاحم ما نمیشه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صبح با صدای قدقد پگاه و قوقولی قوقول ارام بلند شدم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ای خدا ما ادم با خودمون آوردیم یا مرغ و خروس؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وبهشون اشاره کردم که جیغشون در اومد ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:کثافت،آشغال اینم عوض تشکر بیدارت کردیم حقت بود جات میذاشتیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام :پاشو بسته کره توله دانشگاه دیر شد..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با شنیدن کلمه دانشگاه از دهن ارام مثل جت از جام پاشدم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه خواب کوفتم شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدو بدو ی مانتو صورتی جلو باز عروسکی خوشگل با زیر سارافن مشکی و ی شلوار جذب کشی قد نود با کتونی های صورتی چرک عروسکیم و ی شال دانشجویی مشکی پوشیدم و ی رژ رنگ لب زدم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بچه ها هم تو همین مایه ها پوشیده بودن ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من که به کل پلنگ صورتی شده بودم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه هم که انگار داشت میرفت عذا ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تنها کسی که لباسای ابرومند پوشیده بود ارام بود ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بیخیال این حرفا شدمو سه تایی سوار ماشین شدیم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بریم که داشته باشیم دانشگاه رو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

#part_3

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اوووووووف کی میره این همه راهو...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شیراز چه پیشرفت کرده ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگا چه دافایی داره، حیف ،حیف که پسر نیستم مگرنه یکیشونو تور میکردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از انتخاب کلاسا وارد کلاس مد نظر شدیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

داخل کلاس پر بود از دختر و پسرای شلوغ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسرا با کتاباشون و هر چی دم دستشون بود می کوبیدن تو سر و کله هم و دختراهم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

طبق معمول ادایشاشونو تمدید میکردن عوووووق

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

البته بعضیاشون...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتیم و تقریبا وسط کلاس نشستیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با اومدن استاد همه ساکت شدن ،اونم داخل شد و خودشو معرفی کرد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:سلام من نظامی هستم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نمیدونم چرا شوخ طبعیم گل کرد و داد زدم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+منم مولوی هستم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با حرف من کل کلاس رفت رو هوا و استادم که بهش میخورد ی مرد حدودن50.45ساله باشه گفت:من مثل فامیلیم رونظم و انظباط خیلی حساسم ،پس مواظب باش روز اولی از کلاس پرت نشی بیرون خانم کوچولو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرمو تکون دادم و اونم میخواست بشینه که در کلاس با صدای گرووووپ(صدای جدید اختراع شده از در)باز شد و سه تا پسر اسکول وارد شدن (قشنگ تو نگاه اول تشخیص داد)...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استادم نه گذاشت نه برداشت داد زد:بیرووووووون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکیشون با التماس گفت:استاد تورو خداااا،مامانم علیله ،خواهرم ذلیله،تازه پدرمم خلیله

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکی دیگشون با تعجب بهش نگاه کرد و گفت:رادوین مگه ننت زاید ؟تو کی خواهر دار شدی،وایییی رادوین اصلان ازت انتظار نداشتم ،مجازی نه؟؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکی دیگشون:حسان اینارو ول کن من ده ساله فک میکنم اسم بابای رادوین حامد ،نگو خلیل بوده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:یعنیییی خااااااک تو سرتون کنم که همه جا باید ابروی منو ببرید ،قافیه در اومد ی چی گفتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد شما به بزرگی خودتون ببخشید...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگفتم اسکولن ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد ی نگاه سرسری بهشون انداخت و گفت که بشینند ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعدم شروع کرد به خوندن اسما...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اسم هرکی رو که میخوند کل بچه های کلاس زل میزدن به اون ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با خوندن اسم پگاه همه به ما زل زدن ،من به جای پگاه هول کردم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :پگاه رعوفی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:بله استاد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد ی نگاه به پگاه انداخت و گفت :آرامش ریایی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چه بیشور جواب پگاه رو نداد..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:بله

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:رونیکا آقایی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بله..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از من اسم چند نفر دیگه رو هم خوند و بعد رفت سر اون سه تا پسر...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:حسان محمدی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محمدی:جانم استاد منم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهراب پوراسد..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پور اسد:بله استاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:رادوین خداداد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خداداد:منم استاد ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رو به بچه ها اروم گفتم :خوب شد خدا اینو به ما داد مگرنه میخواستیم چی کار کنیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اروم گفتما ....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما نمیدونم این پسر، از کجا شنید...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

#part_4

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از تموم شدن کلاس با بچه ها وارد کافه دانشگاه شدیم که متوجه اون سه تا منگول شدیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خداداد:به به خانومای خوشمزه ،خوش اومدید بفرماید ،بفرماید تو رو خدا...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این الان به من تیکه انداخت ؟گفتم که حرف سر کلاسم و شنید ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:عععععه رونی سه تفنگدارم که اینجان..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:نه بابا شنگول و منگول و حبه ی انگولن ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+چی میگید شما یعنی تا حالا نفهمیدید سه کله پوکن ،

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خوش به سعادتشون ماشالله خیلیم معروفن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعدم خودمون به چرت و پرتای که گفته بودی خندیدیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صورتاشون به کبودی میزد با دیدن این صحنه خندمون شدت گرفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محمدی :خیلی بیش از حدتون دارید پیش میرید کوچولوها ....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پور اسد :اره ترم اولی بودید دیگه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خداداد :ما وقت با ارزشمونو صرف کل کل با چند تا جوجه ترم اولی حدر نمیدیم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بچه ها به نظر شما این دیالوگ برای اینا هم پیش اومده یا نه ؟اخه من فکر میکنم اینا هم ی زمان ترم اولی بودن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد همونجوری که میخندیدیم به سمت دومین کلاس رفتیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتیمو ته کلاس نشستیم ،از شانس بدی که ما داشتیم اون سه تا احمقم با ما کلاس داشتن ،من نمیدونم اخه چرا دقیقم اومدنو کنار ما نشستن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اخه مگه جا قعطی این همه جا ای خدا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فکنم صدام بیش از حد بلند بود که کل کلاس ترکید .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منم خودمو به کابل زدم و به در و دیوار نگاه کردم ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+آه هوا چقدر گرمه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام :نه بابا کجا گرمه ،به نظرم تو لباس زیاد پوشید وگرنه هوا خوبه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+میشه تو اصلا نظر ندی ؟بعد بهت میگیم خنگ ناراحت میشی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه رو کرد به ارام گفت:تو حرف نزنی نمیگن لالی ،این کابل و گرفته داره مستقیم میره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد رو کرد به منو گفت :شما نمیخوای دست از سر این پایتخت ورداری ؟بابا میترسم بشی یکی از اونا پس فردا تو سوریه پیدات کنیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این هم دانشگاهی های ما هم خوب حال میکننا ،زرت و زرت میپاچن از خنده ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر هر بسته دیگه نیشارو جمع کنید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با اومدن استاد سر و صدا ها خوابید و ماهم دیگه چیزی نگفتیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اینم یه پسر تقریبا 30_35 ساله بود...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :سلام بچه ها من سپهریم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ماشالله همه استادای ما هم که شاعر از اب درمیان شنیده بودم شیراز شهر هنرو ادب ها باور نکردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :مثل اینکه خیلی شوخ طبع تشریف دارید نامتون؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منم با ی لحن پر از عشوه گفتم :آقایی هستم ،رونیکا آقایی و شما؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اونم با ی تک خنده و به تبعید از من گفت:سپهری هستم ، متین سپهری ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+واقعا خوشبختم اقای سپهری

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سپهری فقط به ی لبخند اکتفا کرد وشروع به خوندن اسم بچه ها کرد .اسم هر کی رو که می خوند ازش میپرسید که از کجااومده...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سپهری:حسان محمدی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان :بله استاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سپهری:شما از کجا اومدی ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان :تهران

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :اوکی ،پگاه رعوفی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:بله استاد منم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :شما هم دوست خانم اقایی هستید ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:اره اره من منم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد: اها ،شما از کجا اومدید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:تهران

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:مهراب پوراسد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهراب :جانم استاد کاری داشتی ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد : نه مهراب جان چه کاری ؟ شما از کجا اومدید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهراب :تهران

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد: آرامش ریایی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش:تهران

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:اها خیلی کوتاه و مفید رادوین خداداد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+استاد ایشون که دیگه مشخصه ،خداداد هستن ؛مستقیم از بالا و بدون واسطه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:خوبه خودت میدونی فرشته ام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اره از نوع اعزرایلش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بچه های کلاس خندیدن و برام دست زدن .حال کردم روش کم شد بچه پرو .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مثلا میخواست جوابه منو بده منم خیلی شیک قهوه ایش کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از صندلی پاشدمو کناره های مانتومو گرفتم و به صورت تعظیم چند بار سرمو خم کردم ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ممنونم بچه ها من متعلق به همه ام ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :بسته خانم شیرین زبون بشین ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اییییش باشه بابا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:چیزی گفتی ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+نه استاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :خوب اقای رادوین خداداد داشتید می گفتید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:بله داشتم میگفتم اگه بعضی ها بزارن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ی کلمه از رادی اعزرایل ،سنگه پای قزوین..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:چیزی گفتی ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جوابشو ندادم و مشغول ور رفتن با خودکارم شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد دوباره گفت :خب اقا رادوین ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:تهران

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+عروس بلخره بله رو داد..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین چیزی نگفت و استادم خندیدو گفت :وخانم رونیکا اقایی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+تهران استاد ،تهران...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد :خب دوستان عزیز همین اول کاری بگم که تا سه روز دیگه شاهد جنگ جهانی سوم در شیراز هستیم اونم به واسطه اقا رادوین و رونیکا خانم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بچه ها همه زدن زیر خنده و منم با حرص زل زدم به استاد متین سپهری..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد:خب حالا ،پاشو بیا منو بزن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هابگو تا بکپم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

"هیچی بکپ"

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وایی خدااا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:دیوونه شدی تو دختر با کی حرف میزنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ها هیچی با هیچ کس ،اینارو ول کنید ،میگم بچه ها به نظر شما استاد بعدیمون سعدی یا فردوسی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بچه ها خندیدن و ارام گفت:اهههه رونی بسته دیگه،امروز به اندازه کافی خندوندیمون بزار بخوابیم دیگه دو ساعت دیگه باید پاشیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خب بابا حیف من که استعداد هامو برای شما به نمایش میزارم ،بی لیاقتای الاغ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

#part_5

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم به ساعت بود که استاد گفت :خسته نباشید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اوووووووف دقیق دو ساعت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه به اون گپ و گفت اول کلاس نه به این خر بازیاش..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+آخیش خدایا چقدر خسته شدم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:اره والا چقدر روز اولی خسته کننده بود ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش:اره والا مخصوصا با اون سه تا عجایب...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه خواست چیزی بگه که که گفتم:هیس خفه شو نوبت منه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد دوباره با لحن بچه ها گفتم :اره والا با این که مغز معیوبی داری ولی اینو خوب اومدی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام خواست جوابمو بده که با دست به پگاه اشاره کردم که یعنی نوبت اونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه با خنده گفت:اره والا راست میگی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش :چقدر شما بیشوریت اخه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منو پگاه همزمان خندیدیم و گفتیم:اره والا(بی مزه خودتونید ما عشق میکردیم)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:حالا اینارو ول کنید من گشنمه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+یا حجت الله الا خلقه پناهم بده این باز گشنش شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همینجوری که میخندیدیم به سمت پارکینگ دانشگاه رفتیم که ی نفراز پشت سرمون داد زد :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کجا حالا میخواید برید واسه ناهار ...برگشتم سمت صدا که دیدم مهرابه ،مهراب پسر خوبی به نظر می رسید ولی مثل ارامش ی ذره شیرین میزد خخخ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش :فکر نمی کنم به شما ربط داشته باشه اقای محترم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهراب :وااا چیه سوال کردم دیگه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش : دیگه سوالی که بهت مربوط نمیشه نکن باشه؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ایول بابا دو کلمه از مادر شوهر عروس ،بزن کف قشنگرو به افتخارش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بر عکس تموم حرفای که تو دلم زدم رو به ارام با جدیت گفتم:بسته دیگه بیا بریم ارام..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:بریم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتیم سمت ماشین ،سویچ و در اوردم و در ماشین و باز کردم و نشستیم....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وایییی خدا عجب روزی بود امشب (حال کردید سوتی رو )

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+کجا بریم بچه ها...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:من میگم بریم خوابگاه ی چیز سر همی بخوریم و یکم بخوابیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش :اره بریم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+باشه پس بریم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پیچیدم سمت خوابگاه و به اینه نگاه کردم که ماشین پسرارو دیدم ،دقیق پشت سر ما بودن ، وای خدا اینا چرا دنبال ما میان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بچه ها پشت و نگاه کنید ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه :وااا اینا چرا دارن دنبال ما میان؟!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش :وا نگاه کن ترو خدا ،اینا کجا دارن میان؟دارن میان خوابگاه ما؟راشون نمیدن که

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+وااااااای نههههه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:تو هم داری به چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اهووووووم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش :مگه شما به چی فک میکنید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اخه اینم شانس ما داریم خداااا؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:نه شانس که چه عرض کنم ته خر شانسیه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام :حب به منم بگید چی شده دیگه ،شما دارید به چی فکر میکنید که من فکر نمی کنم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:خدا بگم چی کار کنه اونی رو که خوابگاه ها رو اینجوری ساخته ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارامش:اوووووووه نهههههه یعنی این سه تا عجایب خوابگاه بقلی ما ان ؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منو پگاه با هم: ارهههههههه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام: ا که هی نکه قیافه هاشونو تو دانشگاه کم میبینیم اینجا هم باید تحمولشون کنیم ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+هموووون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تا رسیدیم خوابگاه ماشین و سریع پارک کردم و اومدیم جیم شیم تو که صدای یکیشون بلند شد،چون پشتم بهشون بود نفهمیدم کی بود :اووووووه خانما ام که اینجا ان ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به نظرم صدای رادوین بود برگشتم که دیدم بلههههه خودشونن،خیلی جدی رو کردم بهشو گفتم :ببین اقای نصفه محترم ،اینکه خوابگاه های ما بغل همه این اجازه رو به شما نمیده که بخواید واسه ما مظاحمت ایجاد کنید ،راه ما جداس و فکر میکنم راه شما هم جداس ،پس برو پی کارت بریم بچه ها

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با دخترا وارد خوابگاه شدیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه :افرین دختر، خوب گفتی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام :اره رونیک عالی بود ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ما اینیم دیگه،حالا اینارو ول کنید دارم از خستگی میمیرم 🥴

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:ایییی گفتی اگه تو زندگیت ی حرف راست زده باشه اینه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ببند دهنتو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به اتاق که رسیدیم سریع ی چیزی خوردیمو رو تختامون ولو شدیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ایییییی خدا لعنت به این شانس که چی مثلا اومدن خوابگاه بغلی ما اتاق گرفتن مگه جا قعطیه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

"وای رونی تو زدی رو دست ارام که ،حتما جا نبوده الاغ،خاک تو سرت از این به بعد خواستی دهنتو وا کنی یکم فک کن"

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم وجدان جان چشم ،حالا دهنتو ببند بزار کپمو بزارم اگه میشه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

"ارع میشه بکپ،فقط ی چیزی "

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

#part_6

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو عالم خواب و بیداری بودم که از رو تخت افتادم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اخخخخخ کمرم از وسط به دو نیمه مساوی تقسیم شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با زور چشامو وا کردم تا جلو پامو ببینم و دوباره برم رو تخت که چشم افتاد به دو تا عقربه نازنین که ساعت 8:45دقیقه به وقت شیراز و نشون میداد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وااااااای خدای من ما رو مگه خرس کردی ؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از ساعت دو بعد از ظهر اینهو جنازه خوابیدیم تا الان ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاه ترو خدا اینارو از من بد تر ؛مردن له سلامتی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+پاشید بابا خودتونو جمع کنید ،کوالا انقدر نمی خوابه که شما میخوابید(الکی مثلا من خیلی وقته بیدارم)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:واییی چته وحشی ؟چرا صدات و انداختی پس کلت داد میزنی؟!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+برو بابا حالا واسه من بیست سوالی طرح میکنه پاشو بینم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:ای تو روحت رونی که چشاتو بسوی و دهنتو وا کردی نمیدونی داری چی میگی ؛بابا به پیر به پیغمبر خسته ام...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خسته نباشی دلاور ،مگه کوه کندی پاشو بینم ساعت 9...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه و ارامش تو جاشون سیخ شدن و گفتن:نوووووووه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اره ساعت 9 بلند شید دیگه ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه نگاهی به ساعت کرد و گفت :اییی چاخان چی ،ساعت کجا 9؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+پس چند؟...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:اگه بخوایم دقیق حساب کنیم 8:49 دقیقه و نصفیه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+برید گمشید بابا مسخره کردید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بچه ها دیگه هیچی نگفتن،منم سریع خودمو انداختم دستشویی و ی ابی به سر و روم زدم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد منم یکی یکی بچه ها رفتن ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد هرسه مون ی ارایش ملایم کردیم و ی چیزای هم پوشیدیم ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالا بماند چی ،که حوصله توصیف ندارم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از خوابگاه زدیم بیرونو سوار ماشین شدیم تا بریم ی رستوران شیک و ی چی بخوریم ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد پارک ماشین داخل رستوران شدیم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یا خدا ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این جا که جا برا نشستن نبود ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تعریف این رستوران رو شنیده بودم و میدونستم خیلی مشتری داره ولی نه دیگه تا این حد..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:ماشالله ،چه کار و کاسبی ،!!جا که نیست بشنیم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:بهتر برگردیم رونی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+نه بابا چی میگی ارام ؟خیلی ضایعس برگردیم ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اونجارو نگاه کنید ی میز چهار نفره هست که چسبیده به ی میز دیگه ،یعنی درواقع میز هشت نفرس ؛منتها اونای که اونجا نشستن سه نفرن ،بهتر نیس بریم اونجا؟فوقش رفاقتی میشنیم دیگه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:اره اره بریم اونجا بهتر از اینکه زمین بشینیم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:پس بریم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتیم سمت اون سه نفر که بدونیم میشه پیششون بشینیم یا نه ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر سه تاشونم پشت به ما نشسته بودن و نمیتونستیم قیافه هاشونو ببینیم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:آقای محترم خیلی ببخشید میخواستم بدونم اگه امکانش براتون هست ما اینجا بشینیم اخه اینجا اصلا جا نیست ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یهو دیدم هر سه تاشون با نیش باز برگشتن سمت ما..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اوووووووو،ههههههههههه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه :ووووووووووووع

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام :عباس!!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین :توف تو این شانس ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان :ا ،که،هی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهراب:شما اینجا چی کار میکنید؟؟؟!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:ما گشنمون میشه باید از شما اجازه بگریم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان:نه بابا ؛پس اونی که الان داشت سه ساعت التماس میکرد و لفض قلم حرف میزد تا ما بهشون اجازه بدیم پیش ما بشینن عمم بود...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اصلا بزار بینم کدومتون بودید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:من که نبودم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+منم نبودم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان:هه ،خود ناکسش بود..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:رونیک ،ارام،من با این سه تا عجایب سر ی میز نمیشینم.گفته باشم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان :والا ما که اسراری نداریم تازه خیلی خوشحال میشیم جای سه تا اوسکول اون خانمای محترمی که دارن میان سمتمون پیشمون بشینن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب به در ورودی نگاه کردیم که دیدم چهار پنج تا دختر، همچین موجع و سانتال مانتال دارن میان سمت ما...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اروم در گوش پگاه گفتم :راست میگه دیگه پگاه الان این جارو هم ازمون میگرن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:اووووووف

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:ترو خدا بشنیم دیگه رسیدن..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه :اهههههه خب بابا بشینید ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از اینکه ما نشستیم دیدم اون دخترا همینجوری دارن میان سمتمون ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکم به اینور اونور نگاه کردم ببینم اینا میخوان کجا بشینن که چشم خورد به میز بغلی مون ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خالی بود ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه مثل اینه واقعا خالیه ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این کی خالی شد ما ندیدم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همینجوری با بچه ها مثل جن زده ها زل زده بودیم به میزی که الان اون دخترا اونجا نشته بودن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب برگشیم سمت پسرا که دیدیم دارن هر هر به ریش نداشته ما بدبختا میخندیدن ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+شما میدونستید.؟؟؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین :همون موقع که محو دعوای حسان این دختره بودید خالی شد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:هووو این به درخت میگن..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:حالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با حرص زل زده بودیم به پسرا که گارسون منو رو برامون اورد..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گارسون:خوش اومدید خانما چی میل دارید ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:زرشک پلو با مرغ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:باقالی پلو با گوشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+منم ته چین مرغ میخورم...لطفا همشون با مخلفات

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسرا با چشای گرد شده زل زده بودن به ما...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ها چیه ادم ندیدید غذا سفارش بده ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:ادم که زیاد دیدیم ولی گاو ندیدیم ،ی وقت رو دل نکنید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+یک گاو عمته دو به توچه سه بازم به توچه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تا اوردن غذا طول میکشید به همین خاطر شروع کردیم سه تایی حرف زدن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:وایییی دخترا اون دختررو دیدید تو دانشگاه ؟اسمش چی بود؟...اها ترنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:کدوووووم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اها همونی که از اون کلیپس خزا زده بود ؟ اونی که اول پاییز چکمه پوشیده بود؟..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:ارع ارع همون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ارام:وایی ترو خدا بس ک

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نید عوقم گرفت..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رادوین:اینجا رو نگاه بازار غیبت چه داغ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اخه شما چی کار به اون بیچاره دارید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اون کجاش بیچارس ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان :اینا رو ول کن داداش ،سپهری رو دیدی شبی چی میمونه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پگاه:شبیه چی میمونه مگه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حسان :بز کوهی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هرهرهر چه به بی مزه بازیای خودشونم میخندن..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این الان به سپهری جون من گفت بز کوهی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ببند در اون کرکرتو ،بز کوهی عمته،خودتو تو اینه دیدی شبی میمون می مونی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دخترا میخندیدن هیچ پسراهم میخندیدن ..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تنها کسایی که نمی خندیدن منو حسان بودیم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
رمان های مشابه
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید