سردی شب… گرگ و میش خورشید… تحول یک انسان… تبدیل شدنش به یک موجود برتر… یک خون آشام… ملکه ای از جنس خون… پایان انسان بودن… آغاز خون آشام شدن… چه دردناک است پشت سر گذاشتن این دوران… پنج محافظ… پنج اهریمن… اهریمن شدن یعنی… نابودی ملکه… نابودی ملکه یعنی… پایان دوران خوش خون آشامان… و مهمتر از آن… نابودی دنیای انسان ها… سرنوشت چه می گوید… اهریمن باش… یا ملکه… پایان خوش

ژانر : عاشقانه، تخیلی، ترسناک

تخمین مدت زمان مطالعه : ۷ ساعت و ۱۶ دقیقه

مطالعه آنلاین عشق و خون
نویسنده : tara17

ژانر: #عاشقانه #تخیلی #ترسناک

خلاصه:

سردی شب…

گرگ و میش خورشید…

تحول یک انسان…

تبدیل شدنش به یک موجود برتر…

یک خون آشام…

ملکه ای از جنس خون…

پایان انسان بودن…

آغاز خون آشام شدن…

چه دردناک است پشت سر گذاشتن این دوران…

پنج محافظ…

پنج اهریمن…

اهریمن شدن یعنی…

نابودی ملکه…

نابودی ملکه یعنی…

پایان دوران خوش خون آشامان…

و مهمتر از آن…

نابودی دنیای انسان ها…

سرنوشت چه می گوید…

اهریمن باش…

یا ملکه…

پایان خوش

اولین روز مدرسه.یا بهتر بگم اولین روز از آخرین سال دبیرستان.نمی دونم چرا تازگی ها نسبت به همه چی بی تفاوت شدم.الانم هیچ حسی ندارم واسه مدرسه اومدن.رفتم تو کلاس.نگام افتاد به ماریا.سرشو فرو کرده بود تو آینه.رفتم سمتشو گفتم:یوهو داری چی کار می کنی؟

دستشو گذاشت رو قلبش

- زهرمار قلبم اومد تو حلقم.هیچی دارم به چهره ی زیبای خودم نیگا می کنم.مشکلیه؟

-نه مشکلی نیست.اما یه کمی اعتماد به نفست بالا نیس؟

بلند شد

- نه که نیس.اوجو نیگا؟یه جوش کنار گوشم در اومده!

با بهت نگاش کردم.جوش کنار گوشش؟!!این دیگه از اون حرفا بود.

- داری به جوشی که اصلأ هم معلوم نیست فکر می کنی؟پاک نزده به سرت؟

- چرا معلومه.

- آخه عزیزم چه طور معلومه؟اگه موهاتو بریزی روش که معلوم نمی شه.

لبخند زد

- چرا به فکر خودم نرسیده بود؟راس می گیا.

موهاشو ریخت کنار گوشش.

- دیدی دیده نمی شه.ماریا خیلی حساسی.

ابرو هاشو داد بالا

- آره من حساس تو چی که وقتی...

صدای یه نفر مانع شد تا حرفشو کامل کنه:

- باز این ماریا حساس شد؟

برگشتیم سمت صاحب صدا.سوها یه لبخند پسر کش زد.

- ای بمیری این لبخندا رو واسه ما نزن که.اینا رو جلو پسرا بزن بلکه فرجی شد و یکی بهت ابراز علاقه کرد.

اخماش رفت تو هم

- می خوام صد سال سیاه بهم ابراز علاقه نکنن.مگه چی هستن حالا.پسرن دیگه.

ماریا- دخترمونو پسرن دیگه.همین پسرا اگه بهت محل نذارن دو سال دیگه می شی ترشیده.

سوها - من که از خدامه بشم ترشیده ولی از این پسرای کلاس کسی بهم ابراز علاقه نکنه.

- وای مادر چه اعتماد به سقفی.از خداتم باشه.

ماریا - دقیقأ منم موافقم.پسرای به این باحالی به این خوشگلی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب نگاش کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه دیگه تا اون حد ماریا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- إ....اوجو چی داری می گی؟خودت گفتی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بله من گفتم.ولی نگفتم که پسرای خوبی هستن.فقط بد نیستن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا نشست رو صندلیش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نمی دونم از دستت چی کار کنم.یه وقت می گی خوبن یه وقت می گی بدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند زدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- به نظر من که ارزش فکر کردن ندارن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا با بهت نگام کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوجو ازت خوشم میاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می دونم عزیزم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا سرخ شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- باز اعتماد به نفس خون این اوجو رفت بالا.سوها یه کم ضد حال بده بخوره اعتماد به نفس خونش نرمال بشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشام گرد شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دستت درد نکنه ماریا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها شونه هامو گرفت و منو نشوند رو صندلیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بشین یه خبر داغ برات دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا خودشو پرت کرد رو میز من

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- چه خبر داغی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها لبخند زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ماریا خبر داغ من مربوط به اوجوئه نه تو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا یه چین ضریف به پیشونیش داد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- تو که می دونی اوجو بدون اجازه ی من آب هم نمی خوره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سوها یه کم ضد حال بده بخوره اعتماد به نفس خونش بیاد پایین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها به قهقهه خندید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا - حالا دیگه از جمله ی من علیه خودم استفاده می کنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها دستشو گذاشت جلوی دهن ماریا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بس کن بذار حرفمو بزنم.امروز قراره پنج تا دانش آموز جدید بیان تو کلاس ما.صداش رو آرومتر کرد و گفت:پنج تا پسر.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا دست سوها رو از جلوی دهنش برداشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- راس می گی؟دختری با هاشون نیس؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - نه نیس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بسیار خب.حالا می گی من چی کار کنم؟کجای این خبر داغ بود؟دیشب بابا گفت که قراره پنج تا دانش آموز جدید بیاد تو کلاس ما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر دو تاشون با چشای گرد زل زده بودن به من.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگامو از پنجره دوختم بیرون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مثل این که بابای من مدیر این دبیرستانه ها.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا- خاک تو سرت نمی تونستی این خبرو زودتر از سوها بدی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زل زدم تو چشای ماریا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ببخشید یادم رفته بود شما کشته مرده ی پسرا هستین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دادش رفت هوا و پرید سمتم.یه دسته از موهامو گرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه که تو بچه مثبتی و هیچ اهمیتی به پسرا نمی دی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا و جیا با تعجب نگامون می کردن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا اومد سمتمون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- باز چشم مارو دور دیدین؟نمی شه یه کم مثل خانما رفتار کنین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا- از دست تو ماریا کی می خوای بزرگ بشی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها ماریا رو از من جدا کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شوخیه دیگه جیا جدی نگیر.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا بازومو گرفت و از رو زمین بلندم کرد.یه آن حس کردم چند نفر دارن نگامون می کنن.سرمو که بلند کردم چندتا چشم دیدم که با تعجب زل زدن به ما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرمو چرخوندم سمت بقیه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دخترا آبرومون رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا- چی داری می گی؟تو این سه سال دبیرستان همه با اخلاق ما آشنان.آبرومون کجا می ره من نمی دونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها یه تابی به موهاش داد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می خوای من بگیرمش نذارم بره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا خندید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- زهرمار.سوها مگه نگفتی پنج تا پسر جدید قراره بیان؟خب آبرومون پیش اونا رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر چهارتاشون سیخ شدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا- راس می گی کجان؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- کنار در.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهاشون برگشت سمت در.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با دست راستم زدم به پیشونیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خاک تو سرتون چرا اون طوری زل زدین به در.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا اخماشو کشید تو هم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اون جا که کسی نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشتمو خیره شدم به در.راس می گفت کسی اونجا نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا صداشو برد بالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوجو خیالاتی شدی؟من که پسری نمی بینم.نکنه روح دیدی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یهو یه صدایی از پشت سرمون گفت:ببخشید خانما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با ترس برگشتیم.هر پنج تا پسری که دیده بودم پشت سرمون بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه از زور تعجب دهنمون قفل شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکی از پسرا یه لبخند دختر کش زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- چیه؟چرا خشک شدین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها زودتر از بقیه به خودش اومد و جوابشو داد:ببخشیدا اینو می گم.مگه چه تحفه ای هستین که خشک بشیم.فقط یه کم ترسیدیم.همین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسره با دهن باز خیره شده بود به سوها.حالا نوبت من بود که وارد عمل بشم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ببخشیدا عین چی میاین پشت سر آدم بعد انتظار دارین آدم وحشت نکنه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکیشون زل زد تو چشام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آره آدم با دیدن پنج تا روح می ترسه دیگه نه جونگ مین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همون پسر اولی که سوها جوابشو داد گفت:آره هیون درسته.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پس اسماشون هیون و جونگ مین بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رو به سوها

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سوها امانتی رو آوردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بله اوجو خانم.دیشب از بس اس دادی که امانتی من یادت نره صبح که از خواب پاشدم جای سلام برگشتم به مامان می گم.امانتی اوجو.مامان می گه چی؟سوتی دادم در حد لالیگا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جونگ مین با تعجب زل زده بود به ما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیون رو به ما

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خانما ما اینجا برگ چغندر نیستیما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشتم سمتش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ببخشید چیزی گفتین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این طرف همه غش کردن از خنده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیون دستشو مشت کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه من که چیزی نگفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکیشون گفت:تا حالا کسی با هیون این طوری حرف نزده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا- حالا حرف زده مشکلی هس؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیون - یونگی بی خی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خم شد و تو گوش پسره که معلوم شد اسمش یونگی یه چیزی گفت.یونگی هم یه لبخند شیطانی زد و خیره شد به من.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جونگ مین - رفقا بیاین بریم بشینیم سر جاهامون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد این که رفتن هانا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خدا به دادت برسه اوجو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یعنی چی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اون طور که یونگی زل زد به تو فکر کنم می خوان یه بلایی سرت بیارن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدامو بردم بالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هیچ غلطی نمی تونن بکنن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - زهر مار.یعنی چی؟آرومم بگی می شنویم.چرا داد می زنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا - داد می زنه که اونا بشنون نه ما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند موزیانه ای زدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دقیقا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در باز شد و آقای جانگ اومد تو.من از این معلممون خیلی خوشم میومد.یه جورایی به دل می نشست.ولی برام عجیب بود چرا همیشه رنگ پریده بود؟یه بار که دستش به دستم خورد انگار به یه قالب یخ دست زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا پیس پیس کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشتم سمتش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ها چیه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- کجایی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اینجام چه طور؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هانا رو داری؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره شدم به هانا که دوتا ردیف اون طرفتر نشسته بود.پشت سرش یکی از همون پنجتا پسر نشسته بود.نه هیون بود نه یونگی.جونگ مینم که کنار سوها نشسته.پس نمی شناسمش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اون که مسئله ای نیست.جونگ مین هم کنار سوها نشسته.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یه نامه برات می دم خوب بخونش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو یه تیکه کاغذ کلماتی رو نوشت و داد دستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کاغذ و باز کردمو تو دلم خوندم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ها ها ها.اگه چیزی رو که می خوام بگم بدونی سریع از جات بلند می شی و می زنی به چاک.ولی نمی گم تا تو خماری بمونی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با خشم نگاش کردم.از شدت خنده های بی صداش سرخ شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آقای جانگ اومد سمتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوجو یانگ مشکلی پیش اومده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگامو از ماریا گرفتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه قربان.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- تو تنها نشستی نگفتم همه باید تو این کلاس یار داشته باشن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا - اوجو یار نداره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آقای جانگ - دارم می بینم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره شد به پشت سرم.برگشتم.نگام تو نگاه یکی گره خورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آقای جانگ - آقای...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مکث کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- کیم هیون جونگ هستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آقای جانگ - شما هم تازه اومدی و تنهایی پاشو بیا بشین کنار اوجو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اخمام رفت تو هم.ماریا از خنده سرخ شده بود.حق داشت بگه وقتی این خبرو بشنوی در می ری.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیون بلند شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اطاعت قربان.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اومد و کنارم نشست.خودمو کشیدم عقب.همون لحظه حس کردم اونم خودشو کشید عقب...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - ایول نیومده جشن گرفتن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پامو انداختم رو پام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هه چیش ایول داره؟دلیل جشن گرفتنشون می دونی چیه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا - نه نمی دونیم.ما که بابامون مثل بابای شما مدیر نیس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خیله خب بابا.واسه اون پنجتا پسر گرفتن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - مگه کین حالا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا - آره حالا کی هستن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- باید عرض کنم اون پنج تا پسر از پنجتا خونواده ی پولدار و سرشناس سئول هستن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دهن هر چهارتاشون از زور تعجب باز مونده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ببندین اون دهنتون رو آبرومون رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا خودشو جمع و جور کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- وای خاک تو سرم اونجا رو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رد نگاه هانا رو دنبال کردم.خشک شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - اینا اینجا چی کار می کنن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بابا سالن رو داده بود ما تزئین کنیم.اینا چرا اومدن من نمی دونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا - هی اوجو می دونن بابای تو مدیره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نمی دونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اومدن سمت ما.منم که رو چهارپایه ی بلند نشسته بودمو داشتم به لامپ یه نوار قرمز وصل می کردم.یه دومتری از زمین فاصله داشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا صداشو آورد پایین و یه چیزی به بقیه گفت که من نشنیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

داد زدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوهوی هانا من این بالا نشنیدم چی گفتی!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا سرشو بلند کرد و ادا در آورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هی اوجو ما داریم می ریم یه چیزی بیاریم.تو چیزی لازم نداری؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه آن دلم ریخت.کدوم گوری برین شماها؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هانا بیام پایین کشتمت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یهو نگام افتاد به دستای سوها.کفشام تو دستش بود.یه لبخند زد و دنبال بقیه رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وای من حالا باید چی کار کنم؟اصلأ به اون پسرا نباید توجه کنم.مشغول بستن نوار بودم که حس کردم یه نفر پایین چهار پایه ایستاده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بد جور عرق کرده بودم.یه صدایی اومد.مجبور شدم خیره بشم به پایین چهار پایه.این دیگه کیه؟آهان یادم اومد یکی از اون پنجتاس که من نمی شناسم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سلام اوجو.من هیونگ هستم.می تونم کمکی بهت بکنم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه ممنون.خودم می تونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهی به بقیه کرد و لبخند زد.د بیا چرا لبخند می زنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جونگ مین - می بینم دوستات تنهات گذاشتن.نکنه از ما می ترسن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گره ی نوار رو محکم کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه چرا باید از شما بترسن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می خواستم از چهار پایه بیام پایین ولی کفشام نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جونگ مین اومد و درست کنار چهارپایه وایستاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خب پس چی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یه کاری داشتن باید می رفتن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یونگی- همشون با هم یه کاری داشتن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عصبی شده بودم.واسه همون دوتا پله ی آخرو پریدم پایین و دستم گیر کرد به کناره ی چهار پایه و خراش برداشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آخ آخ ببین چه خونی هم ازش میره.سرمو که برگردوندم از ترس خشک شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این سه تا چرا این طوری زل زدن به من.چرا چشاشون سرخه.وای خدا به دادم برس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یهو یه نفر سه تاشون رو کنار زد و دستمو گرفت و کشید.رفتیم تو یه اتاق.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خوب که دقت کردم متوجه شدم هیونه.دستمو از دستش کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- چته؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من چمه یا تو؟معلومه چرا منو از اونجا آوردی اینجا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب نگام می کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هوی کجایی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستمو گرفت و زخم رو بازوم رو بررسی کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یه کم عمیقه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دکتر هم که هستی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دیگه دیگه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مرض.بذار برم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بذار پانسمانت کنم بعد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جعبه ی کمک های اولیه ی روی دیوار رو برداشت و زخم رو بست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستاش خونی شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشامو بستم.حس کردم بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشامو آروم باز کردم.پشتش به من بود.حس کردم دست خونیش رو برد سمت دهنشو انگشتشو مکید.جان؟چی دارم می بینم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دیوونه چی کار می کنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشت سمتم.چشاش داشت از رنگ قرمز برمی گشت به رنگ اصلیشون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مگه نخوابیده بودی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نخیر بیدار بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خب چی دیدی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دیدم داری خون می خوری.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به قهقهه خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- زده به سرت؟خون بخورم که چی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای صحبت چند نفرو شنیدم.مثل این که بچه ها اومدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیون دستمو گرفت و کشید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بهتره بریم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درو باز کرد و رفتیم بیرون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا با تعجب خیره شد به ما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا با حرص دندوناشو رو هم فشار داد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شما دوتا اون تو چه غلطی می کردین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هیچی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - آره ما هم باور کردیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیون دستمو ول کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- زخمت جدیه.به آب نزنش.در ضمن مراقب باش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ازمون فاصله گرفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا- این بابا چی گفت؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا دستمو گرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- وای ببین چی شده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بله دیگه.شما کفشامو بردین.منم خواستم بپرم پایین که این بلا سرم اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - نمی پریدی به ما چه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اتفاقأ مربوط به شماس.شما که رفتین اونا سوال پیچم کردنو منم از حرص پریدم پایین که این بلا سرم اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها کفشامو گذاشت رو زمین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بیا بپوش که خیلی کار داریم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فکرم حسابی درگیر بود.هیون چرا اون طوری رفتار کرد؟چرا گفت مراقب باشم؟اصلا باید مراقب چی یا کی باشم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا زد به بازوم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یوهو...کجایی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- همین جام چه طور؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مگه کوه گره درست می کنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب نگاش کردم.اشاره کرد به طناب توی دستم.خیره شدم به طناب.وای چی کار کردم؟یه عالمه گره زده بودم به طناب.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- کجا سیر می کردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- به تو چه.تو به کارت برس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

روی صندلی نشستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها اخماشو کشید تو هم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- این همه پسر اینجاس.اونوقت یه خوشگلش به ما پیشنهاد رقص نمی ده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا چین پیرهن ارغوانیش رو صاف کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هی من که خیلی خوشگل کردم.فکر کردم اگه بیام تو همه منو به رقص دعوت می کنن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند زدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ناامید نشو.هنوز اول مهمونیه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - ما این همه شیک و پیک کردیم.یه عالمه لباس زرق و برق دار پوشیدیم اونوقت تو چرا فقط یه پیرهن دکلته ی سفید پوشیدی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آخه می خوام لباسم با پانسمانم همخونی داشته باشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خیرم شعار اوجو یادتون رفته؟سادگی و برازندگی.شک نکنین زودتر از همه هم به اون پیشنهاد رقص می دن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آره جون خودت هانا.خبر نداری مین هو چه طور زل زده به شما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا خودشو جمع و جور کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- زل زده که زده به من چه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خندیدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوا داره میاد سمتت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا سیخ شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مین هو به ما نزدیک شد و جلوی هانا وایستاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه تعظیم کوچولو کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هانا افتخار می دی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا سرشو بلند کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- به تو؟نه اصلا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مین هو اخماشو کشید تو هم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مگه من چمه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا - وا چت نیس.برو عزیز.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مین هو دستشو مشت کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- منتظر کسی هستی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا جا خورد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه چه طور؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مین هو لبخند زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آره معلومه منتظر کسی نیستی.چشات که داد می زنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا سرشو انداخت پایین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من اصلأ دوست ندارم با تو برقصم حرفیه.برو بذار باد بیاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مین هو خم شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- باد موهای خوشگلتو به هم نریزه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا با خشم برگشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- به تو چه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یهو یه نفر اومد سمت ما

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خانما مشکلی پیش اومده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این دیگه کیه؟من که نمی شناسمش.هانا سرخ شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به به اینجا خبراییه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شما؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه تعظیم کوچولو کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خانم یانگ منو نمی شناسین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به آقا منو می شناسه.من نمی شناسمش کیه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه نمی شناسمتون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من دوست هیونم.کیو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آهان یادم اومد.من شما رو با هیون دیده بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کیو - بابت زخمتون شرمنده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شما که کاری نکردین.مقصر خودم بودم.نباید اونطوری می پریدم پایین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کیو خیره شد به هانا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- چیزی شده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هانا سرشو آورد بالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه مگه باید چیزی بشه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب خیره شدم به هانا.این چرا یهو از این رو به اون رو شد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کیو دستشو به سمت هانا دراز کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خب میای برقصیم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انتظار داشتم هانا بگه نه.ولی با کمال تعجب دیدم دستشو گذاشت تو دست کیو و بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشتم سمت بقیه.اونا هم کوپ کرده بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها رو تکون دادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بابا جان یه کاری بکن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره نگام کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ماما جان چی کار کنم؟یه چیزی می گیا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - اون چهارتا رو زل زدن به ما.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - انتظار دارن ما هم بپریم تو بغلشون و برقصیم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از حرف سوها خنده ام گرفت.از زیر میز با اون کفشای ده سانتیش یه لگد به سمتم حواله کرد.دادم رفت هوا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا که کنارم نشسته بود جلوی دهنمو گرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هیس.آبرومون رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با چشم و ابرو واسه سوها ادا در آوردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - بشین بابا.هیون داره نگات می کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سیخ شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها خم شد رو میز

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- راستشو بگو تو اون اتاق چه اتفاقی افتاد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هیچی به خدا.مگه قراره اتفاقی بیفته؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها- اگه نه چرا مثل شکارچیا نگات می کنه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جان؟شکارچی؟چی داری می گی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من چه بدونم.برو از خودش بپرس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - به موقعش می پرسم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - هی سوها میشه دستاتو از رو سینه ات برداری؟چرا عین لات ها دستاتو رو سینه ات قفل کردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها- این طوری خیلی خوبه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آره خوبه که جونگ مین زل زده بهت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می دونستم از جونگ مین خوشش نمیاد.فقط کافی بود اسمشو بیارم که دستاشو عین یه خانم با ادب بذاره رو دامنش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا خندید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- حالا شد.این همه از جونگ مین می ترسی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها اخماشو کشید تو هم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ازش نمی ترسم.مگه گودزیلاس؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خندیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها- مرگ چته؟نیشتو ببند آبرومون رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - می خوای من بگیرمش؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها با خشم نگاش کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا - او...اونجارو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رد نگاشو گرفتیم.هانا و کیو عین دوتا کبوتر عاشق داشتن دانس می کردن.من که دهنم وا مونده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جیا - مگه هانا از پسرا متنفر نبود؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- به نظر که متنفر بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوها - من این هانا رو می کشم وایستا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- حرص نخور شیرت خشک می شه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با خشم نیگام کرد.کم مونده بود خودمو...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- زهره ترک شدم دیوانه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریا خودشو جمع و جور کرد.جیا سرشو انداخت پایین سوها بی تفاوت سرشو خلاف جهت من چرخوند.وا اینا چشون شد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یهو یه نفر گفت:سلام شاهزاده خانم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وحشت کردم.یعنی من یه متری پریدم هوا.برگشتم.بهم لبخند زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- وای من که سکته کردم.چرا این طوری میای پشت سر آدم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می خواستم غافلگیر بشی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اگه سکته می کردم دیگه غافلگیر نمی شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خندید و دستمو گرفت و بلندم کرد.با تعجب خیره شدم بهش.این داره چی کار می کنه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جه جونگ داری چی کار می کنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی ریکلس گفت:هیچی می خوام بریم با هم برقصیم همین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشام گرد شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- با هم برقصیم همین؟بابا پاک زده به سرت.ولم کن تو که می دونی من از رقص بیزارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه صدایی اومد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- چرا چون بلد نیستی برقصی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برگشتم.تمام موهای تنم سیخ شد.کم بود عق بزنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جه جونگ با یه حالت خاصی که معلوم بود می خواد نفرتشو پنهان کنه گفت:تویی سارا؟تو این جا چی می خوای؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سارا خودشو چسبوند به جه جونگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
رمان های مشابه
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید