دختری از جنس شیشه به اسم یلدا و مشکلاتش که اونو سخت هم نه داره کم‌کم سنگش می‌کنه دختری که می‌خواد دیگه بی‌خیال باشه اما نمیشه رمان ما در مورد مأموریت دوتا مامور پلیس نیست بلکه اینجا عشق به یه خلافکاره خلافکاری که برای اهداف خودش به دختر قصه‌ی ما نزدیک میشه و پدری که همه‌ی سعیشو میکنه تا تکیه‌گاه دخترش باشه ولی آخرش...

ژانر : پلیسی، اجتماعی

تخمین مدت زمان مطالعه : ۹ ساعت و ۴۳ دقیقه

مطالعه آنلاین خودت باش
نویسنده : آریانا امینی

ژانر : #پلیسی #اجتماعی

خلاصه :

دختری از جنس شیشه به اسم یلدا و مشکلاتش که اونو سخت هم نه داره کم‌کم سنگش می‌کنه دختری که می‌خواد دیگه بی‌خیال باشه اما نمیشه رمان ما در مورد مأموریت دوتا مامور پلیس نیست بلکه اینجا عشق به یه خلافکاره خلافکاری که برای اهداف خودش به دختر قصه‌ی ما نزدیک میشه و پدری که همه‌ی سعیشو میکنه تا تکیه‌گاه دخترش باشه ولی آخرش...

خــودتــــ بـــــاش

در رو باز کردم.واقعا که هوا ديگه شورشو در اورده! هم گرمه هم الوده.نفس ادم بند مياد.جزوه ها و کيفم و پرت کردم روي کاناپه و خودم و رها کردم کنارشون.واقعا خسته شده بودم.تلفن همراهمو در اوردم.اوه اوه کي بوده اين همه زنگ زده.تماسهاي بي پاسخ و چک کردم :

6تماس بي پاسخ از مهرداد!

اي بابا.ول کن نيست اين پدر محترم!من ديگه نميدونم باچه زبوني باهاشون حرف بزنم که درکم کنه.راه افتادم سمت اشپزخونه.دريخچال و باز کردم و يه پارچ آب سرد و يه نفس خوردم.چه حااالي داد.داشتم ميرفتم سمت اتاقم که گوشيم زنگ خورد.چشمم به صفحش افتاد:

مهرداد!

اه.

با حرص گوشي رو جواب دادم

_بعــــله؟

_سلامت کو؟

_سلام عليکم و رحمة الله و برکااااااات.

_من نميدونم اين چه رفتارايي.اخه دختره کله شق مگه تو تا کي ميتوني تنها زندگي کني؟يه دختر??ساله تنها توي خونه مجردي.بدتر ازون کارکنه وقتيکه پدرش همه چيزو براش فراهم کرده و لاي اسکناس و زير ناز و نعمت بزرگش کرده.واقعا مسخرست کارات.

_اره. شما فکر کن کاراي من مسخره.اصن هر طور دوست داري فکر کن.مهرداد منـ ـ ـ

_خوبه.ديگه حتي لياقت اينم ندارم که پدر صدام کني؟!

با کلافکي سرم و تکون دادم و ادامه دادم.

_اگــه واقعا پدر خوبي بودي و به فکرم بودي هيچوقت از مادر طلاق نميگرفتي.حداقلش بخاطر من...

صدام گرفته شد.مثل اينکه چيزي توي گلوم سنگيني ميکرد.به سختي ادامه دادم:

_شما هيچ وقت متوجه نشدين.هيچ وقت نفهميدين که دخترتون بجاي اونهمه اسکناس کمي محبت لازم داره. من ماشين مدل بالا و حساب بانکي پرپول نميخواستم.من يکم عشق ميخاستم.من، من يه خونواده ميخواستم!

چيزيکه تو و مادر ازم دريغش کردين.

_ببين يلدا.منو مادرت از همون اول اشتباه کرديم.مابه درد هم نميخورديم . مــا..

_هر اشتباهي تاوانشو داره.شما بايد باهم ميمونديد و لااقل بخاطر من کمي همو درک ميکردين.اما تاوان اشتباه شمارو من پس دادم.من تنها موندم.فقط مـــن.

تماس رو قطع کردم قطره هاي اشکم خوب راه خودشون و روي گونم پيدا ميکردن.پاکشون کردم.نه .من نبايد ضعيف باشم.من بايد از پس خودم بر بيام.ديگه دوران بچه پولدار بودن تموم شده.راحتي ديگه تموم.الان ميخام خودم زندگيم و بسازم.اره.من ادامه ميدم.

سرکلاس نشسته بودم

.خداروشکر که اخراي ترمه و از دست درسا راحت ميشيم!

از همون اول کلاس نگاه سنگين مهيا رو روي خودم حس ميکردم.

مهيا يکي از همکلاسيام بود.دختر خوبي از يه خانواده خوب و اسم و رسم دار.

فقط يه برادر بزرگتر از خودش داشت.پدر و برادرش توي اداره پليس کار ميکردن.

مادرش هم پرستار بود و البته همه اينارو خودش قبلا بهم گفته بود!! اسم برادرش واز بچه ها زياد شنيدم و ميدونم که خيلي موفقه.

استاد خسته نباشيد گفت و کلاس تموم شد.وسايلمو جمع ميکردم که صداي مهيا رو از پشت سر شنيدم‌.

_سلام.خوبي يلدا جان؟

_سلام.ممنون عزيزم.شما خوبي؟

_ممنونم.چه خبرا؟همه چي روبه راهه؟

_سلامتي.اره همه چي خوب.شما چطور؟

_مام که همه چي خوب قراره بهتررم بشه.امر خير در راهه.

_به به. مبارکه.انشالله عروسي افتاديم اره؟!

با لبخند گشادي نگاهم کرد و ادامه داد:

_شما که اصل کاري.

لبخندم رو لبام ماسيد.

نه فکر کنم اشتباه فهميدم.منظوري نداشته.

اره بابا منو چه به اينا!

_شما لطف داريد به من. ممنونم.حالا اين عروس خوشبخت کي هست؟

خواهر شوهري به اين گلي داره.

يکم خنديد و گفت:

_اگه شما بنده رو به خواهرشوهري قابل بدونيد خودتون اون فرد

خوشبخت خواهيد بود!!!!

از تعجب چشام چارتا شده بود و زبونم بند اومده بود نميدونستم چي بگم!

به خودم اومدم .باخودم حرف ميزدم : يلدا خودتو جمع کن.اسم

خاستگار اومده اينجوري زبونت بند اومد دختره ي زبون دراز!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درست جوابشو بده.بگو که الان اصلا شرايطشو نداري و اصلا به ازدواج فکرم نميکني.اره بايد بي معطلي بگي.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_راستش مهيا جون من ، من اصلا،راستش اصلا توي اين شرايطـ ـ ـ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کدوم شرايط عزيزم؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_شرايط‌ که ، اخه شما نميدونيد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

راستش من در واقع از خونوادمـ ـ ـ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اهان . عزيزم من خيلي خوب ميدونم که بايد با خانوادت در جريان بذاري.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اصلا اشکالي نداره گلم.باهاشون صحبت کن . منم چند روز ديگه زنگ ميزنم تا جوابشو بگيرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ميدونم که خيلي سختته . خب خجالت هم داره!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اذيتت نميکنم.فعلا خدا نگهدار.!!!!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اين دختر که اصلا نذاشت من حرف بزنم!اشکال نداره براي گرفتن جواب که تماس گرفت همه چيزو بهش ميگم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشي همراهم زنگ خورد.صفحش و نگاه کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اين که هلنه خودمه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بله؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام خانم خانما.نيستي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام شماا؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مرض بيشعور .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلند خنديدم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من نيستم؟تو انگار خيلي خوش گذشته نه احوالي ميپرسي نه هيچي.واقعاکه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_يلداااااا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_چيه؟؟مگه دروغ ميگم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بخدا اصلا اين چند وقت نميدونستم گوشيم کجا هست!گم و گور!ولي کلي حرف دارم برات.قرار بذاريم؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کي؟کجا؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_جاي هميشگي!پاتوق خودمون!!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اتفاقا هواشو کردم بدج

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وور!پس

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ميبينمت ساعت ? پاتوق.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_حتما.فعلا عشقم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خدانگهدار.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خيلي خوشحال بودم بالاخره بعد از اين يه هفته که هلنا شمال خوش ميگذروند و من تنها مونده بودم يه فرصت پيدا شده که ببينمش و همه چيزو براش تعريف کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خيلي زود ساعت ?شد.توي پاتوق بودم.سر ميز هميشگي که کنار باغچه بود نشسته بودم و منتظر هلنا بودم که بالاخره رسي.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلااااام يلداجونم دلم خيلي برات تنگ شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام هلنم!منم همينطور.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همديگه رو سخت بهم فشرديم.اغوش هلنا واقعا جايي بود که ميتونستم توش محبت دوستانه رو پيدا کنم.اغوشي که خيلي صميمي بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خوبي عزيزم؟مسافرت خوش گذشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_جات خيلي خالي.خوب بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خداروشکر.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تو چيکار کردي؟برنگشتي خونه؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه.من تصميمو گرفتم.مهردادم خيلي زنگ زد.اما من ديگه برنميگردم.امروزم يه اتفاقايي افتاد.مهيا يه چيزايي ميگفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_چي گفت؟بالاخره خاستگاري کرد؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تعجب کرده بودم. يعني هلنا ميدونست؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تو مگه خبر داشتي؟!؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

غش‌غش خنديد و ادامه داد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نـــــع.اما ضايع بود.توام خنگ بودي دختر.مگه نديدي چطور از داداشش تعريف ميکرد؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب زيادم مهم نيست چون قراره به مهيا بگم که از خونوادم جدام و اصلا هم قصد ازدواج ندارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_چـــــــي؟!ميخاي چي بگي؟!مگه ديوونه اي دختر؟!پسره شغل خوب نداره؟خونه نداره؟ماشين نداره؟ماااايه نداره؟قيافه نداره؟جذابيت نداره؟طرفدار نَــ ـ ـ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اي بابا.سرم و بردي.خب داشته باشه نوش جونش .به من چه؟من نميخامش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_واقعا که .ببين تورو خدا.پسره ارزوي همس اونوقت اين خانوم که شانس بش رو کرده و پسره ميخاد بگيرش ناز مياد ميگه نميخامش!مغز خر خوردي بخدا!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-عه گمشو هلن من زندگيمو همينجوري دوست دارم ازاااااد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+تا کي هان؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-حالا تو چرا اينقدر به فکر من افتادي ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خره بخاطر خودت ميگم داري جفتک ميزني به بختت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-دوست دارم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+غلط,کردي خودم ميدونم چيکار کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چيکار ميخواي بکني؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بماند حالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از کلي کلنجار رفتن با هلن و بحث بالاخره تصميم گرفتيم بريم خونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تارسيدم لباسامو عوض کردم و رو تختم دراز کشيدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و به تمام اتفاقات امروز فکر کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

--------------------------

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واي خدااا بازم ديرم شده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سريع شلوارمو پوشيدم و مانتومم برداشتم و مقنعه امو کج و کوله پوشيدمو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بند کفشامو بستم و رفتم بيرون از اپارتمان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوار ماشينم شدم و با سرعت به سمت دانشگاه روندم فقط ده دقيقه وقت داشتم .....اگه ديرميرسيدم استاد راهم نميداد و چون بيشتر از پنج جلسه سر کلاسهاش غايب بودم يا تاخيري داشتم حتما اين ترم ميوفتادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خلاصه هرجوري بود راه نيم ساعته رو تو ده دقيقه طي کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ناگفته نماند که چندبار نزديک بود تصادف کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدو رفتم سمت کلاس

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد تازه داشت ميرفت که خودمو رسوندم و بهش سلام دادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در رو باز کردم و رفتم داخل و اونم پشت سرم وارد شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بادقت به چيزهايي که استاد ميگفت گوش ميدادم و نکته برداري ميکردم و جزوه هامو تميز مينوشتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بالاخره اين کلاسم تموم شد و رفتم بيرون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خيلي خسته بودم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خواستم برم سمت ماشينم که مهيا اومد سمتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-سلامممم يلدايي چطوري

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خوبم عزيزم جان کارم داري؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-امروز چيکاره اي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بيکار

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-پس بيا بريم فعلا يه بستني بزنيم پايه اي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مردد بودم ولي قبول کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بريم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به سمت کافه حرکت کرديم و وارد شديم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ميگم يلدا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بله

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اگه اجازه بدي ما پس فردا مزاحمتون بشيم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چيييي پس فردااااا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ام چيزي... خب اخه....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-نگران چي هستي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+پدرو مادرم که نميدونن خب بايد باونا مشورت کنم ديگه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-تو نگران نباش بابام ديروز زنگ زد از پدرت اجازه گرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+شماره پدرمو از کجا داشتيد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-هلن بهم داد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اي بميري هلن که هرچي ميکشم از دست توعه ....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اووف

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سري تکون دادم و باشک گفتم باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-الهي قوربونت بشممم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ميگم يلدا جون من برم دسشويي دستامو بشورم زود ميام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+باشه عزيزم برو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسمو فوت کردم بيرون و زير لب گفتم :حالا کي حوصله خاستگارو داره .....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو فکر بودم که يه نفر اومد و نشست روبه روم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با لبخند گفت:سلام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-يادم نمياد بهتون اجازه داده باشم سرميزم بشينيد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+امم درسته من معذرت ميخوام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ميخواستم باهاتون صحبت کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-شما؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+مهياد حقيقي برادر مهيا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اها پس اين همون شازده است

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چقدرم قيافش جدي و خشنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولي خوبه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عه چي دارم ميگم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خب؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ميشه باهاتون حرف بزنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-نه .. حرفها باشه براي شب خاستگاري

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و خواستم برم که گفت خواهش ميکنم چندلحظه بشين

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-که چي بشه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+فقط چند لحظه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دودل بودم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نشستم روي صندليو به دستاي توي هم گره خوردم خيره شدم که گفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خب ... من به شما علاقه مندم و

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اقاي حقيقي لطفا بريد سر اصل مطلب

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نظر شما چيه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+نظرم راجب؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-من

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+من اولينباره که شمارو ميبينم انتظار داريد بدون هيچ شناختي راجبتون نظر بدم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خب مطمعنم مهيا يه چيزايي راجبم بهت گفته باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خب حالا که چي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ميخوام نظرت رو راجب من بگي اين اولين باريه که ديديم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نظرهمينجوريت راجبم چيه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+هيچ نظري ندارم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-جوابت چي؟ جواب خاستگاريم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واي اين يه چيزي کم داره ها

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسره اسکل

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالا من اولينباره ميبينمش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هيچي راجبش نميدو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نم ا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ونوقت نشسته ميگه نظر و جوابت چيه راجبم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ديواااانه است

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ادامه داد :تصميمت....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کلافه سري تکون دادم و گفتم اقاي حقيقي من و شما هردومون خانواده داريم اجازه بديد اونا راجبمون تصميم بگيررررن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بااين حرفم چشم هاش برق زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند ژکوندي تحويلش دادم و رفتم بيرون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوار ماشينم شدم و گاز دادم سمت خونه ام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پشت چراغ قرمز بودم که گوشيم زنگ خورد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به صفحه اش خيره شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهرداد بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسمو فوت کردم بيرون و جواب دادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بله؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+سلام دخترممم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-سلام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خوبي بابا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-مرسي

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بايد باهات صحبت کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تا نيم ساعت ديگه شرکت باش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چه کاري؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+مهمه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه خير انگار قرار نيست کلا من امروز برم خونه و استراحت کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مسيرمو عوض کردم و به سمت شرکت بابا روندم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد از حدودا بيست دقيقه رسيدم و رفتم بالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منشيش تا منو ديد تعارف گرمي کرد اما من در جوابش فقط يه سر تکون دادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتم سمت اتاق بابا و بعد از چند تا تقه زدن به در وارد شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باهمون ابهت و جذابيت خاصش پشت ميز نشسته بود تا منو ديد لبخندي زدو بهم اشاره کرد که بشينم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-من بايد دعوتت کنم تا بياي حتما؟ اينجا شرکت خودته چرا نمياي يه سري به من بزني

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+کارهام زياده وقت نميشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بيشتر از من کار داري يعني؟يه دختر بيست و دو ساله که هيچ دغدغه اي به جز درس خوندن تو زندگيش نداره مشغله ديگه اي هم داره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+شما اينطوري فکر ميکنيد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خب بگو تا منم مثل تو فکر کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ببين من نيومدم اينجا تا اين حرفارو بشنوم خواهشا سريع کارت رو بگو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اينقدر واست سخته که چنددقيقه بيشتر کنار پدرت باشي

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کلافه شدم و با پاهام رو زمين ضرب گرفتم که گفت :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واست خاستگار اومده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زياد واسم تعجب برانگيز نبود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پس بگو منو کشيده اينجا تا اينو بگه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ريلکس بهش خيره شدم و گفتم واسه گفتن اين منو اين همه راه کشيدي اينجا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-نميخواي بدوني کيه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ جواب من از همين الان منفيه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چرا؟تو که هنوز نديديشون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ديدم هم خواهرشو هم خودشو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بهضون بگيد جواب من منفيه نيان بيخودي

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-تو کجا ديدي خودشو؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+امروز تو دانشگاه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-پس فردا قرار گذاشتيم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ساعت پنج خونه من باش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+من ميگم بهشون بگيد نه شما ميگي ساعت پنج خونه باشم...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-همينکه گفتم نميشه قرار رو لغو کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+چرا نميشه ؟ زنگ بزن بگو نيان جواب دخترم منفيه خيلي سخته؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-يلدا تو داري با کي لج ميکني؟اخرش بايد بري سر خونه زندگيت يا نه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ من زندگيمو همينطوري که هست دوست دارم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-تا کي ميخواي به اين زندگيت ادامه بدي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+تا هروقت که احساس کمبود تو زندگيم کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-يعني چي

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+يعني اينکه من الان تنهايي خوشبختم اگه شما مزاحمم نشي هيچ مشکلي ندارم و کاملا راحتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به کسي ديگه اي هم فکر نميکنم که بخواد بياد تو زندگيم چون ازادي الانمو با هيچي عوض نميکنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من نميدونم قرار ملاقات پس فرداست ديگه ام نميخوام چيزي بشنوممم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+من دارم ميگم....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نزاشت ادامه بدم و گفت :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شنيدم چي گفتيييي

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نميخواد تکرار کني

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهارشنبه منتظرتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عصباني شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلند شدمو پامو محکم کوبيدم رو زمين و گفتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-هميشه ديکتاتورومستبد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هيچ تغيري نکردي مثل همون موقع ها

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مامان حق داشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+يلداااااااا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چيه خب حرف حق تلخه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوزخندي زدم و از اتاق خارج شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و رفتم سمت اسانسور

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوار ماشينم شدم و يه نفس عميق کشيدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو اون شرکت احساس خفگي ميکردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نميدونم چرا نسبت به اونجا حس خوبي ندارم هروقت ميرم حالم بد ميشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماشين رو روشن کردم و پامو روي پدال گاز فشار دادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شاهين اميري

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-فراااار کن الاااان پليسااااا ميرررسن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+تا تورو باخودم نبرم نميرممممم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-دارم ميگم برووو نگران من نبااااش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+عمااااااد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-شاهين برووو توروخداااا بروووو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عماد رفيقم بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مثل داداشم بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما حالا اون عوضيا زخميش کردن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دوباره داد زد:شاهين برووووووو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اينا گفت و صداي يه شليک ديگه اومد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رو زمين زانو زد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ديگه ناي حرف زدن هم نداشت دويدم سمتش که به سختي داد زد:برو لعنتي بروووو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مردد بودم ولي براي گرفتن انتقامش از اون پست فطرت ها نبايد گير پليس ميوفتادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بايد زنده ميموندم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوار موتورم شدم و تا تونستم گاز دادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماشين هاشون دنبالم بودن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رسيدم به اتوبان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

يه دوراهي بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سريع پيچيدم سمت راست که به سمت يه جاي خاکي بود و اونا هم مستقيم رفتن و چون سرعتش داشتن نتونستن مسيرشونو تغير بدن و گمم کردن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

يه نفس عميق کشيدم که ديدم دوباره يه سانتافه مشکي رنگ دنبالمه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با سرعت ميرفتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کيف رو محکم روي شونم نگه داشته بودم و تاجايي که ميتونستم گاز ميدادم و از لاي ماشينا رد ميشدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حدودا يه ساعتي دنبالم بود اما وقتي دور شدم نتونست بياد,دنبالم و موفق شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دم اپارتمانم که رسيدم سريع موتورم رو داخل پارکينگ بردم و روشو پوشوندم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتم داخل خونه ام و در کيف رو باز کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همش پول و جواهرات بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند گشادي زدم و بهشون خيره شدم اما با به ياداوري صحنه ي تيرخوردن عماد اخمام توهم رفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-انتقامتو ميگيرمم ازشون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قوول ميدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شاهين انتقامتو ميگيره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مطمعن بودم الان تک تک اعضاي باند خشم ش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ب دنبالمن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واسه همين بايد سريع

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خونم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و عوض ميکردم چون امارما داشتن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وسايل هاي مهمم رو برداشت و همه شونو تو کوله ام ريختم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کل زندگي من فقط همين يه کوله پشتي بود,که هرماه باهر خلافي که ميکردم مجبور ميشدم خونمو عوض کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو کار خريدو فروش مواد بودم البته بعضي وقتا يه خورده کاريايي هم ميکردم اما حرفه اصليم اين بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از همه جور ادمش ميدزديدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالا چه گنده اين کار باشه چه کوچيکش برام فرق نميکرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از نامرداش ميزدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما اينبار پا رو دم بدجور گروهي گذاشته بودم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از اولش ميدونستم خطرات زيادي داره ولي برام مهم نبود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وقتي بچه بود ارزوم بود يا يه پليس عالي بشم که تو کل کشور تا اسمش مياد تن همه خلافکارا بلرزه يا يه خلافکار حرفه اي بشم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پدرم پليس بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

يه پليس عالي و مورد اعتماد و عاشق وطنش اما ....

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

يه سري با پاپوش درست کردن براي پدرم اونو جاسوس خوندنو .... اخرسرم تمام درجات پدرمو ازش گرفتن و خونه نشين شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما دشمناش بازم ول کن نبودند و تنها خواستشون مرگ پدرم بود که بار دوم کلي مواد تو ماشين بابا جاسازکردن و اخرهم ........

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اشکهايي که پاي چوبه دار ريختم و پدرم فقط,يه کلمه گفت بهم:حقت رو از دنياي بيرحم بگير...گرگ باش و درنده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما از کنار اهوي بي پناه ارام گذر کن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

..................

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کاري به کار بقيه نداشتم اما اوناييکه ميديدم واقعا دارن نامردي ميکنن منم حقشونو کف دستشون ميزاشتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خودم با يه باند قاچاقچي مواد کار ميکردم اما ريزه کاريايي هم در کنارش داشتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر بارربايه نقشه متفاوت ميرفتم و بعد از اطلاعات گرفتن از باند هاي مختلف خلافکار

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

موقعي که داشتند معامله اي پر سود انجام ميدادند

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد,از اتمام و تحويل گرفتن.پول ميرفتم سروقتشونوتمام پولهارو ازشون ميگرفتم و اينبار همين بلا رو سر باند خشم شب اوردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تا حالا هيچکدوم از زير دستهام و از دست نداده بودم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما امروز

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خودمو مقصر مرگ عماد ميدونستم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولي انتقامشو ميگيرم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ميدونم الان جون خودم در خطره و افراد باند همه جا دنبالم هستند ولي من بايد انتقام داداشمو ..رفيقمووو بگيرمممم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کاملا اماده بودم واسه رفتن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتم توي پارکينگ و دکمه ي مخفي رو فشار دادم. دري که هم سطح و همرنگ ديوار بود باز شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

داخل شدم و به فراري مشکي رنگ نگاه سطحي انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سمت در رفتم.در رو باز کردم و کوله رو انداختم توي ماشين.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سوار شدم و از ماشين و روشن کردم و از اون اتاق مخفي بيرون اوردمش از پارکينگ خارج شدم و تا ميتونستم گاز دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشي همراهمو در اوردم و با ميلاد تماس گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلايي که سر عماد اومده بود هر لحظه عصباني تر و کلافه ترم ميکرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صداي ميلاد توي گوشم پيچيد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_شاهين!؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ميلاد اوضاع چطوره؟بچه هارو مستقر کردي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_آره. همه چي ارومه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خوبه.مراقب باش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_حواسم هست. فقط‌ شاهين يه چيزيـ ـ ـ اِ ـ ـ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+حرفتو بزن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_راستش هنوز عماد نرسيده . شايد توي راه گير افتاده .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اخمام جمع شد . ياد اوري بلايي که سر عماد اومده کلافه تر از هميشم ميکرد. بدون اينکه جوابي به ميلاد بدم گوشي رو قطع کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرعتمو بيشتر کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

داد زدم :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لعنتياااا. ميدونم باهاتون چيکار کنم . شما زندگي منو نابود کرديد . پدرمو ازم گرفتيد . مادرم دق کرد . شما منو به اينجا رسونديد . ميدونم باهاتون چيکار کنم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

...............

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

يــــلــــدا راد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ساعت سه بود . از صبح ذهنم درگير بود . درگير قراري که امروز بابا با خانواده حقيقي گذاشته بود . قرار خاستگاري !!هه نميدونستم چيکار کنم . برم ، نرم . خدايا اخه من به چه زبوني به اينا بگم که قصد ازدواج ندارم . حالا اين هيچي اگه درباره رابطم با خانوادم پرسيدن بگم چي ؟ بگم مامانم دخترشو توي ?? سالگي ترک کرده و پدرمم اصلا واسش مهم نبوده‌ . بگم من اصلا جدا از خانوادم زندگي ميکنم ؟ بگم من از تک تک ادمايي که مثلا خانوادم هستن متنفرم ؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اي خدااااااا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ديگه داشتم ديوونه ميشدم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تلفنم زنگ خورد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم به صفحش افتاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهرداد .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حدس ميزدم. گوشي رو برداشتم :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بله؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+سلام عروس خانوم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خيلي مطمئن حرف ميزني جناب مهرداد راد! زياد به دلت صابون نزن پدرررر .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بسه دختر . چرا نميخاي از خر شيطون پايين بياي؟ اين ميتونه بهترين باشه براي تو . ميفهمي؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_يادمه مامان بزرگم هميشه ميگفت شما براي مادر بهترين گزينه بوديد اما الان چي؟ هــــه الانـ ـ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+بسه ديگه . جريان من و مادرت کاملا متفاوت بود . اين دو موضوع هيچ ربطي بهم ندارن . تا يک ساعت ديگه هم خونه من باش . ابروي منو جلوي اين خانواده ي اسم و رسم دار نبر .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_و اگه نيام چي ؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسشو محکم بيرون داد که از پشت تلفن گوشم رو اذيت کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ و اگه به هر دليلي نياي قسم ميخورم ارزوي ازادي که الان داري رو روي دلت ميذارم!! منتظرتم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صداي بوق توي گوشم پيچيد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لــــعــــنــتـــي . کلافه و عصباني بودم‌ . اخه چرا بايد اينطور باشه . دارم ديوونه ميشم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند دقيقه بدون اينکه کاري کنم به يه گوشه خيره بودم و به اين فکر ميکرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

م که چطور بايد ازين ازدواج اجباري فرار کنم . مطمئنم مهرداد خود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به اب و اتيش ميزنه تا مجبورم کنه تن به اين ازدواج بدم . چون مطمئنا وصلت دخترش با يه همچين خانواده اي براش خالي از لطف نبود !

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ده دقيقه اي بود که رسيده بودم خونه مهرداد . دکوراسيون خونه رو عوض کرده بود . از حق نگذريم خيلي خوشگل بود . ترکيبي از رنگ هاي شيري ، قهوه اي سوخته و سفيد . خيلي جذاب بود . همينطور محو تماشاي دکور بودم که صداي بتول خانم و شنيدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام دخترم ماشالله هزار ماشالله چشم حسودا کور چقد خوشگل شدي!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند مهربوني به روش زدم . بتول خانم توي چند سالي که مامان نبود واقعا مثل مادر بود برام . خيلي دوستش داشتم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ممنونم عزيزم . چشماي شما خوشگل ميبينه .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_فدات بشم . من کلي کار دارم انجام ميدم ميام پيشت دختر گلم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+چشم . خودتونو خسته نکنيد .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند شيريني زد و رفت .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لباسايي که امشب پوشيده بودم ترکيبي از رنگ هاي صورتي و سفيد بود .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

يه مانتوي کوتاه صورتي رنگ با سر استين هاي سفيد و شلوار چسبون سفيد . کفشهاي پاشنه بلند صورتي و شال سفيد تور مانند که روي موهاي فر شدم انداخته بودم . ارايشم هم خيلي ملايم بود .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بالاخره وقتش شد . زنگ خونه به صدا در اومد . محمد اقا در رو باز کرد من و مهرداد هم به پيشوازشون رفتيم اول از همه يه مرد ميان سال اما هيکلي وارد شد خوب مطمئنن اقاي حقيقي بزرگه! سلام و احوال پرسي کرديم . يه مرد کاملا جدي بود . حتي يه لبخندم نزد . بعدش يه زن خوش چهره و مهربون با چشماي توسي رنگ و پوست سفيد . از همون اولم روبه من گفت سلام عروس گلم ! «البته منم زير لب گفتم شتر در خواب بيند!» اينم مامانشه پس .با لبخند باهاش احوال پرسي کردم و وارد شد . بعد از اون مهياد رو ديدم قد بلند و خوشتيپ هيکلشم که کل چارچوب در و گرفته بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کوتاه نگاهش کردم و زير لب سلام دادم . اونم جوابمو داد . تمام مدت که با مهرداد احوال پرسي ميکرد زير چشمي نگاهم ميکرد که خب از نگاه تيز بين من دور نموند !بالاخره همه نشستند و من چاي اوردم . همه مشغول صحبت بودند . مهرداد و مهياد و پدرش درباره کار پدر و شغل معياد و پدرش صحبت ميکردند و منم که ساکت بودم مادر مهياد هم که فقط نگاه من ميکرد! انگار نه انگار خاستگاري اومدن اينا . بالاخره يادشون اومد که جريان امشب از چه قراره!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهرداد شروع کرد :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب با اجازه از اقاي حقيقي بزرگ اين دوتا بچه برن باهم صحبت کنن تا بعدش بقيه حرفا گفته بشه .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هــه اصن ببين ما به تفاهم ميرسيم بعد حرف از بقيه حرفا بزن!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+خواهش ميکنم . بفرماييد .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جدي و محکم اين حرفو زد از اول مهموني همش حواسم بود حتي يه لبخندم نزده بود ! چه شخصيت جدي و جذاابي!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من مهياد و به سمت الاچيق توي باغ راهنمايي کردم نشستيم و بتول خانوم هم برامون چايي و ميوه اورد .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من شروع کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+ببينيد اقاي حقيقي شما درباره من و زندگيم و البته خونوادم هيچي نميدونيد منــ ـ ـ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اتفاقا من همه چيو ميدونم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمام گرد شده بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+شما همه چيو ميدونيد؟مثلا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مثلا همه چي! اينکه شما پيش خانوادتون زندگي نميکنيد و خب خودتون کار ميکنيد و البته اينکه ميخوايد به بختتون پشت پا بزنيد و منو رد کنيد!!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+از کجا معلوم اسمش تصميم عاقلانه نباشه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نيست! من همه سعيمو ميکنم که خوشبختتون کنم . گرچه تا بحال خانواده ي درستي نداشتيد اما من کاري ميکنم که يه خانواده خوب باشيم .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ديگه خوصلم و سر برده بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اقاي حقيقي مثل اينکه شما نميخوايد بفهميد ! من به شما هيـــــچ حسي ندارم . لطفا ديگه پا پيچ نشيد .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بلند شدم و به سمت ويلا حرکت کردم که صداشو از پشت سر شنيدم :

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اما من دست بردار نيستم يلدا خانمه راد !

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون شب بالاخره باتمام اتفاقات تمام شد و البته همشون فهميدن که من حسي نسبت به مهياد حقيقي ندارم اما قرار شد بازهم فکر کنم و اونام دوباره تماس بگيرن .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شـــاهيــن امــيـــري

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
رمان های مشابه
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید