اطلاعات تکمیلی نویسنده
-
تاریخ تولد ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۹
-
سال شروع به کار ثبت نشده
-
تحصیلات روانشناسی
-
زمینه فعالیت نویسندگی
لیست کلیه آثار تالیفی
ارتباط با معصومه علیایی
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده masoomeh.ol -
آیدی تلگرامی نویسنده ثبت نشده است -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
آخرین اطلاعیه های نویسنده:
برای مطالعهی رمان نهان:
کافیه روی گزینهی درخواست عضویت کلیک کنید و بعد وارد پیامی که از طرف پشتیبانی میاد بشید، مبلغ رو واریز کنید، موارد خواسته شده رو برای پشتیبانی بفرستید و بعد منتظر بمونید تا عضویتتون تائید بشه
اینطوری پارتای قفل براتون باز میشه و هر وقت خواستید دوباره میتونید رمان رو مطالعه کنید
برای مطالعه با سکه هم، کافیه تعداد سکهای که برای باز شدن هر پارت لازمه، پرداخت بشه تا بتونید پارت رو بخونید🥰
ممنون از همراهیتون عزیزای من
خب این رمانم تموم شد
۷.۸ماهی از پارتگذاری جمجمه ی شیطان میگذره و من تمام این مدت رو با این رمان زندگی کردم و حتی بیشتر چون تایپش از خیلی وقت پیش شروع شده بود
مثل بقیه ی نوشته هام، یه تیکه از قلبمو توی رمان جا گذاشتم
تک تک کاراکترام حتی منفی ترینشون برام عزیزن
من و کاراکترام خیلی ازتون ممنونیم که همراه مون بودین
صحرا خیلی خوشحاله که تونسته با حرفاش باعث خنده تون بشه
میثاق شرمنده ست که همیشه تو یه گوشه از قلبتون براش ناراحت بودین
راستینم همین طور
شادی هم معذرت می خواد که حرصتون داد🙄البته خب حرص دادن نباشه که رمان مزه نمیده، مگه نه؟😁
نمیدونم چی بگم فقط میگم دلم خیلی برای جمجمه ی شیطان تنگ میشه، دل شما چی؟ شمام دلتون براش تنگ میشه؟
تا ابد یه گوشه از قلبم نگهت میدارم جمجمه ی شیطان عزیزم
راستی بچه ها، رمان جدیدم به اسم "نهان" در حال پارتگذاریه، دوست داشتید خیلی خوشحال میشم اونجا هم همراهم باشید، ژانرش عاشقانه ست، میدونم عاشقانه طرفدار زیاد داره، اینم بگم، قراره بعد از نهان یا شاید هم حین تایپش یه رمان عاشقانه ی دیگه هم شروع کنم، طرفدارای ژانر عاشقانه و کلاسیک کجان؟ میخوام ببرمتون به دل تاریخ😌
عمری باشه بتونم شروعش کنم و شما هم همراهم باشید
ازتون ممنونم، خیلی خیلی ممنونم که پارت به پارت همراهم بودین، اسم کسایی که همیشه با نظرات شون باعث ذوقم میشدن تا همیشه یادم میمونه،مثل همیشه میگم، بودنتون رو شکر عزیزای من
قشنگای من یادتون نره رمان رو لایک کنین، این کار وقتی ازتون نمیگیره ولی باعث میشه رمان بیشتر دیده بشه
دوستای عزیزی هم که تازه به جمع مون اضافه شدن خوشحال میشم نظرتون درباره رمان رو بدونم🥰
ممنون از همراهی تون
خب بلاخره بعد از چند ماه، آفند درد به ایستگاه آخرش رسید
من با این رمان زندگی کردم، خندیدم، گریه کردم، شاد شدم، ناراحت شدم، حرص خوردم، خودتون خوب می دونین کی من و شما رو حرص داد یا شایدم بهتره بگم کیا😂
بذارین بگم، من از محمد یاد گرفتم چه طوری عاشق باشم، چه طوری فداکار باشم، چه طوری مهربون باشم
از همتا یاد گرفتم نترسم، یاد گرفتم جایی که نباید، سکوت نکنم، وایسم و از حقم دفاع کنم
من از رضا یاد گرفتم اشتباهاتمو بپذیرم و به خاطر شونه خالی کردن از سنگینی شون دنبال مقصر نباشم
از خشایار یاد گرفتم خودخواه نباشم، یاد گرفتم ببخشم و بگذرم
از بهزاد یاد گرفتم آدما رو با معیارای خودم نسنجم، ازش یاد گرفتم یه طرفه به قاضی نرم
من از سودا یاد گرفتم چه طوری بگذرم تا به آرامش برسم
من از آفند درد کلی درس گرفتم و فهمیدم گاهی یه قدم اشتباه تا کجا میتونه مسیر رو تغییر بده و امیدوارم تونسته باشم پیامی که میخواستم رو بهتون برسونم🥰
از همه ی کسایی که این مدت پا به پای من و رمان اومدن بی نهایت سپاسگزارم، ازتون ممنونم که با نظرات تون بهم انرژی دادین و باعث ذوقم شدین، ممنون که کنارم بودین
راستی خیلی خوشحال میشم همراهی تون رو با رمان" جمجمه ی شیطان" هم داشته باشم، اگه من و قلمم رو قابل می دونین اونجا هم کنارم باشین
دلم برات تنگ میشه آفند درد قشنگم ولی تا ابد یه گوشه از قلبم به یادتم
در آخر باید بگم هزار بار بودن تون رو شکر🥰🥰
سلام
این پیام رو برای کسایی که رمان رو تازه شروع کردن مینویسم، اگه نمیخواین رمان براتون اسپویل بشه لطفا نظرات رو نخونین، ممنون ازتون🥰
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه
"جمجمه ی شیطان" رمان جدید بنده هستش که پارتگذاریش از امروز شروع شده و هر هفته پنجشنبه و جمعه پارت جدید رو براتون میفرستم.
امیدوارم مثل " آفند درد" اینجا هم همراهم باشین و با نظرات تون همراهیم کنین🥰
