سودا به قلم آزاده انصاری
پارت بیست و هفتم :
فصل هفدهم
از زبان آراز
خواب خوب دیشب باعث شده بود که سرحال سرحال باشم... همون طوری که کارام رو انجام میدادم، زیر لب آواز می خوندم... حس و حالم بعد از مدت ها خوب شده بود و یه جورایی شور زندگی پیدا کرده بودم... مشغول لباس پوشیدن بودم، که موبایلم زنگ خورد و عکس و شماره ی آنیسا؛ روی صفحه ی موبایلم ظاهر شد
اصلا دوست نداشتم جوابش رو بدم و حال خوشم رو خراب کنم... گوشی رو سایلنت کردم و رفتم
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.