پارت سی و یکم :

چند نفری این وَر و آن وَر نشسته بودند و با تعجب به ما زُل زده بودند. نگاه خیسم را بهشان دوختم.

- چیه؟ مگه نمایش می‌بینید؟

هر کس چیزی زمزمه کرد و من، بی‌توجه به چرت و پرت‌های‌شان، به سمب زیراندازی که دیگر برایم رویایی نبود رفتم، کوله‌ام ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.