متانویا (رز سفید) به قلم نازنین مرادخانلو
پارت سی و چهارم :
جدی میغرم:
-سرویس میکنم اون دهن شلی رو که به تو خبر داد من کجام و دارم چیکار میکنم!
با تمسخر زشتی زبون بین لبهاش میذاره و صدای ناموزونی درمیاره:
-نترسونمون حاجی ایزیلایف گرونه! چه بزرگ شده برای من!
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
طنین
00امیدوارم حرفای ارشن یکم روش اثر کنه حداقل دلیل کارشو به طلا بگه