پارت سی و یکم :

صدای مرتعشم رو با یک نفس حبس می‌کنم و از سر تحسر سر به طرفین تکون می‌دم:


-روح و قلبم رو به خاک سیاه و سرد مزار ترک شده‌ها سپرده بودم و همه از معلق بودن من به نفع خودشون استفاده کردن!


آه سردم توی این هوای شرجی و گرم، یخ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.