پارت سی و سوم :

- به آرش زنگ بزن بگو به اون رفیقش که تو قوه قضاییه هست بگه میتونه سابقه حقوقی و کیفری یه آدم رو برام دربیاره؟
- کی؟
- اسحاق زرباف.
با بوق زدن بین تماس، موبایلش را از جیب کتش درآورد و با دیدن اسم الناز، « فعلاً»ی به تهام گفته و تماس او را وصل می‌کند.
- جانم؟
الناز با شنیدن جانم او عصبانیتش بیشتر شد؛ انگار نه انگار که قهر کرده بود؛ چرا بهنود آنقدر خونسرد بود؟
- الناز؟

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Sasa

    01

    حالا هم حدس میزنم که تو این بازی ای که یاسین راه انداخته برای بهنود، پدرزنشم هست یا اصلا یاسین بهنود رو به خاطر پدرزنش وارد این بازی کرده

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    حدست رو دوست داشتم قاتل به شدت باهوشه پس باید با بازیش جلو بریم و همزمان دوست دارم حدساتون رو بخونم ❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • Sara

    00

    دقیقا خیلی باهوش و غیرقابل پیش بینی هر پارت دور از انتظاره برام

    ۲ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خداروشکر باعث افتخاره که نظرت مثبته❤️

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه عطایی

    00

    مهدیه جان قشنگ مارو میذاری تو خماری دست مریزا

    ۲ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    امروز پارت میذارم که تو خماری نمونی عزیزم❤️

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه عطایی

    00

    خیلی عالی بود خسته نباشید مهدیه خانم

    ۲ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    سلامت باشی عزیزم ممنونم❤️

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    00

    النازجون حیف بهنوده والا،نکن این کاروباخودتون بابات داره حرف ناحساب میزنه

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    والا همینو بگین 😅 البته یکم فرصت بدین النازم خودش رو نشون بده شاید براتون دوست داشتنی بشه❤️

    ۲ هفته پیش
  • دلیا

    00

    به نظرم بهنود قراره خیلی بیشتر اذیت بشه الناز یه زن متاهله و هنوزم به حرف باباش گوش میده؟ لیاقت بهنود رو نداره واقعا مرد به این خوبی دیگه چی میخوای اخه؟! نویسنده جونم عالیه به خدا قلمت رودست نداره من هر قسمتی که میخونم انگار دارم فیلم میبینم عین این سریال سینما خانوادگیاس رمانت انقدر طبیعیه

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    گاهی متاهل بودن متعهد بودن نمیاره البته الناز دلیل منطقی برای کاراش داره که به شخصیتش برمیگرده و یکم فرصت بدین تا خودش رو بشناسونه ممنونم عزیزم از نظر قشنگت و باعث خوشحالیمه که رمان رو دوست داری❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • Fatemeh

    10

    جای خوبی تمام نشد😭😂 خماری ادامه رمانای آنلاین از خماری اعتیاد بدتره به خدا قلمتون مانا 🩷خسته نباشید

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    عزیزدلی امروز پارت میذارم سعی میمنم خیلی روند پارت گذاری ازار دهنده نباشه ممنون مه همراه رمان هستی❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    10

    چقدر قراره به بدبختی های بهنود اضافه شه خدا میدونه😂🥹

    ۳ هفته پیش
  • ساحل

    10

    خیلی قشنگه این رمان

    ۳ هفته پیش
  • ساحل

    00

    الناز یعنی میخواد به خاطر حرف باباش از بهنود جدا بشه؟ چرا اخه؟ کنجکاو ظدم این رمان خیلی به زندگی واقعی نزدیکه والا خسته شدم از دختر پسرای خوشگل و مغرور و کلکل کردناشونو و این چیزا

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.