نویسنده : حمید درکی

ژانر : داستان کوتاه

داستان درمورد اسبی از باشگاه اسب سواری آقای خادم است. آقای خادم دختری 12 ساله به نام مهتاب دارد که از ناحیه پا فلج است. امپراتور اسب بی نظیری هست که مورد توجه مسابقه آقای خادم بوده و کارگری به نام آتیلا که با آن اسب بسیار بد رفتار است و باعث میشود آقای خادم وی را اخراج کند. آتیلا برصدد تلافی است که ...


تخمین مدت زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه


شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
12 3

این رمان بیش از 1,055 نفر بازدید کننده داشته است

تعداد نظرات تایید شده : 18

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    ۱۸ ساله 00

    بنظرم عالی بود البته به لحاظ ادبی اول داستان یکمی ایراد داشت اما عالی بود در کل من از اخرش خیلی لذت بردم ممنون

    ۴ هفته پیش
  • یاسی

    ۲۰ ساله 10

    سلام ببخشیدکی میدونه اسم این رمانی کهدختره ازیه خانواده پولداریه ولی میره بادوسه تا دختردرمحله فقیری زندگیمیکنه بهشون میگه ازخانواده فقیریهسته دوستاشم همینومیگن بعدها معلوم میشه همه یه جورایی دورغگفتن

    ۱ ماه پیش
  • هلن

    00

    ازدواج ممنوع شاید

    ۴ هفته پیش
  • زینب

    ۲۳ ساله 20

    چقدر از آتیلا بدم اومد آخرش هم به سزای عملش رسید

    ۱ ماه پیش
  • یاسی

    ۲۰ ساله 10

    لطفا اسم رمان هرکی میدونه بگه خیلی دنبالشم ولی اسمش یادم رفته

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه.م

    ۳۵ ساله 00

    سلام.عزیزم بزن توی گوگل همین مقداری ک نپشتی البته کمی خلاصه ترمیاره بالاحتما.موفق باشی 🌹🌹🌹

    ۱ ماه پیش
  • خاطره

    ۳۷ ساله 10

    مثل داستان های قبلی که نوشتید عالی بود سپاس نویسنده محترم دم و بازدمتون گرم 🌹🌹🌹

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    10

    چرا رمان کامل برا من بالا نمیاد فقط قسمت اولش میاد چند بار هم امتحان کردم فقط قسمت اولشه

    ۱ ماه پیش
  • اسرا

    00

    فقط همین یه قسمت

    ۱ ماه پیش
  • ناشناس

    00

    به نام خدا سلام معمولا رمان های این نویسنده ی محترم کوتاه و یک قسمتی هستند برای همه اینجوری و یک قسمتی میاره که تهش یعنی پایان رمان که رمانو تموم کردی خوندی نوشته رمانو خوندم رفت که به رمان هایی که

    ۱ ماه پیش
  • ناشناس

    10

    به نام خدا سلام بسیار عالی خیلی ممنون

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    ۳۱ ساله 10

    خوب بود ممنون نویسنده ❤️💖

    ۱ ماه پیش
  • MM

    40

    چقدر از پسرہ بدم اومد اخہ چہ جوری دلش اومد امپراتور و بکشہ چقدر بی رحم بود

    ۱ ماه پیش
  • نفس

    20

    سلام عالی بود بینظیر پرازحس وحال ناب ممنون ازنویسنده وشما

    ۱ ماه پیش
  • ...

    32

    همین فقط مونده بود که شخصیت اول رمان یه اسب باشه

    ۱ ماه پیش
  • اسرا

    10

    عالیه

    ۱ ماه پیش
  • توروسننه

    00

    خوب بود

    ۱ ماه پیش
  • تتها

    20

    خوب بود

    ۱ ماه پیش
سیاهی لشگر لحظاتی پیش

محمد پسریه که تو زندگیش نقش سیاهی لشکر رو داره و فقط پی شیطنت‌های جوونیه! از بابای کارگردانش، یزدان رحمتی، می‌خواد وارد دنیای بازیگری بشه اما یزدان نمی‌ذاره چون می‌دونه تو این مورد جدی نیست و معتقده که خودش باید گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون! به خاطر همین هم محمد دست به کارای دیگه‌ای می‌زنه تا روی پای خودش وایسه. بعد از قبول نشدن توی کنکور به بهانه‌‌های مختلف سربازیش و عقب میندازه اما دست آخر مجبور می‌شه که به سربازی بره! به واسطه دانیال صدیقی که توی فیلمای پدرش بدلکاری می‌کنه، با برادرزاده‌ش آشنا می‌شه... برادرزاده دانیال صدیقی نقطه مقابل محمده! حالا وجود یه اکیپ دیوونه کنار محمد، می‌تونه اون و برای انجام کارایی که براشون برنامه ریخته انجام بده، تشویق کنه! اما امان از روزی که چند نفری که فکر می‌کنن عقل کل هستن، بیفتن کنار هم! ‼️سیاهی لشکر با دو رمان عشق آمازونی و ویانا نیوز در ارتباطه اما اگر نخونده باشین هم مشکلی پیش نمیاد.

راه های دانلود اپلیکیشن

دکلمه

جان دل

دکلمه

مرا به‌ نام‌ عشق‌ بدنام‌ نکن

دکلمه

کاش‌ تو ماه ‌بودی

دکلمه

رفتن...

دکلمه

اُهم

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.