نویسنده : پرستو مهاجر (پرستو عبدالهیان)

ژانر : داستان کوتاه

داستان در مورد مردی به نام آقا یوسفه که کلا با زن مشکل داره نمی تونه زن‌ نگه داره. از دخترش خواهش می کنه براش بره خواستگاری ولی دراین میان اتفاقات خیلی ناگواری می افته و ادامه ماجرا .....


تخمین مدت زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه


شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
8 20

این رمان بیش از 1,170 نفر بازدید کننده داشته است

تعداد نظرات تایید شده : 14

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هما

    00

    نوشتن داستان کوتاه رئال کار سخت و احتیاج به مطالعه زیادی داره واقعا آفرین خیلی عالی نوشتید مرسی.

    ۲ روز پیش
  • .

    00

    قیافه من وقتی داشتم میخوندمش 😐

    ۲ هفته پیش
  • مهدیه

    ۱۹ ساله 10

    به نظر من که زن احساس داره باید نازشو بخرند نه خسیس بازی در بیارند و سرش داد بزنن مضخرف بود ولی تجربه میشه برای اینکه قبل ازدواج تحقیق کنند

    ۲ هفته پیش
  • فاطی

    ۱۸ ساله 10

    پیش از حد بد بود طرز نوشتنش مسخرس معلوم نی کی داره حرف میزنه

    ۴ هفته پیش
  • ,,,,,

    20

    😂😂😂این چی بود

    ۱ ماه پیش
  • عسل

    ۲۳ ساله 20

    پیرمرد خسیس ،غرغرو ، بدرد نخوررررررر👎👎👎👎👎👎👎👎👎

    ۱ ماه پیش
  • باحال بود

    ۹۹ ساله 03

    به نظرمن عالیییییییییییییی بود

    ۱ ماه پیش
  • کاربر

    51

    دروسته که کوتاه بوداماخیلی بدبودنفهمیدم گه کی دارع حرف میزنه وکی جواب میده کلانمیشودکه توی ذهن تصویرسازی کردخوشم نیومدممنونم ازنویسنده اینشالله که موفق باشی

    ۱ ماه پیش
  • خاطره

    ۳۷ ساله 73

    عالی بود سپاس نویسنده عزیز دم و بازدمت گرم 🌹🌹🌹خود من ۱۲سال هست با شخصی بدتر از اخلاق یوسف ازدواج کردم خدا همچین آدمی رو نصیب کسی نکنه که دیونه میشه آدم فقط به خاطر دخترم دارم تحملش میکنم

    ۱ ماه پیش
  • اسرا

    01

    واقعاعالیه این یوسف خوبه خسیس ترازاین هم هست که برای۸آدم یه دمپایی هست تلویزیون تایمارگذاشته بارمزفقط همون ساعت روشن خاموش بشه حالاوای به حالاخوردخوراکشون البته الاخدابیامرزش

    ۱ ماه پیش
  • خزان

    20

    خدارشکر من دختر این نیستم وگرنه ول میکردم میرفتم

    ۱ ماه پیش
  • مارال

    ۱۴ ساله 40

    وای خدا این چه سمی بود🤣🤣🤣یوسف اعصاب نداشت 🗿🤣خیلی باحال بود 😂

    ۱ ماه پیش
  • معصومه!!!

    30

    در حد یکی رمان کوتاه خوب اما مرده واقعا اعصاب نداشت ، رو مخ من که خیلی بود😵 💫

    ۱ ماه پیش
  • تنها

    42

    خوب نبود.

    ۱ ماه پیش
سیاهی لشگر لحظاتی پیش

محمد پسریه که تو زندگیش نقش سیاهی لشکر رو داره و فقط پی شیطنت‌های جوونیه! از بابای کارگردانش، یزدان رحمتی، می‌خواد وارد دنیای بازیگری بشه اما یزدان نمی‌ذاره چون می‌دونه تو این مورد جدی نیست و معتقده که خودش باید گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون! به خاطر همین هم محمد دست به کارای دیگه‌ای می‌زنه تا روی پای خودش وایسه. بعد از قبول نشدن توی کنکور به بهانه‌‌های مختلف سربازیش و عقب میندازه اما دست آخر مجبور می‌شه که به سربازی بره! به واسطه دانیال صدیقی که توی فیلمای پدرش بدلکاری می‌کنه، با برادرزاده‌ش آشنا می‌شه... برادرزاده دانیال صدیقی نقطه مقابل محمده! حالا وجود یه اکیپ دیوونه کنار محمد، می‌تونه اون و برای انجام کارایی که براشون برنامه ریخته انجام بده، تشویق کنه! اما امان از روزی که چند نفری که فکر می‌کنن عقل کل هستن، بیفتن کنار هم! ‼️سیاهی لشکر با دو رمان عشق آمازونی و ویانا نیوز در ارتباطه اما اگر نخونده باشین هم مشکلی پیش نمیاد.

راه های دانلود اپلیکیشن

دکلمه

جان دل

دکلمه

مرا به‌ نام‌ عشق‌ بدنام‌ نکن

دکلمه

کاش‌ تو ماه ‌بودی

دکلمه

رفتن...

دکلمه

اُهم

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.