نویسنده : حمید درکی

ژانر : داستان کوتاه

داستان درمورد دختری هست که علاقه زیادی به نون خامه ای داره. عاشق مردی میشه که البته خواستگارش هست. دختر مادر مریضی داره که نمی تونه ازجاش تکون بخوره و خواستگار تاکید می کنه مادرش رو بزاره خانه سالمندان. دختره قبول نمی کنه و خواستگار رهاش می کنه و ادامه ماجرا...


تخمین مدت زمان مطالعه : ۹ دقیقه


شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
35 6

این رمان بیش از 1,764 نفر بازدید کننده داشته است

تعداد نظرات تایید شده : 22

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    ۳۱ ساله 00

    رمان خوب وپند آموزی ممنون از آقای نویسنده 👏👏👏🌹🌹🌹

    ۲ هفته پیش
  • ایناز

    ۱۶ ساله 00

    خوب بود

    ۲ هفته پیش
  • فاطی

    ۱۳ ساله 03

    دو سه خط اولشو خوندم فهمیدم چرته دیگه خودمو خسته نکردم🤮😹

    ۳ هفته پیش
  • دخترک

    10

    داستان به شدتتت قشنگی بود ای کاش یکم طولانی تر بود خداقوت نویسنده جون♥️

    ۳ هفته پیش
  • سحر

    10

    رمان بسیار عالی.قدر پدر مادراتونو تا زنده هستن بدونین.اشک و افسوس سر قبرشون فایده ای نداره.دنیا دار مکافاته،برای فرامرز.خوبی یا بدی کنی،نتیجش رو می بینی

    ۴ هفته پیش
  • Asal

    ۱۸ ساله 10

    عالی بود و با درس و حکمتی اموزنده

    ۴ هفته پیش
  • دنیا

    ۳۵ ساله 10

    بسیار زیبا و آموزنده بود👏👏

    ۴ هفته پیش
  • لارامد

    ۱۹ ساله 10

    داستانش خوب بودولی اگه بیشتر ادامه میدادی ومریم خانم با یکی ازدواج میکرد جالب تر میشد

    ۱ ماه پیش
  • م

    01

    درسته داستان کوتاه بود ولی انگار خلاصه یه داستان دیگری رو نوشته بود موضوعش خوب بود ولی به طور خلاصه وار خوشم نیومد

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    ۳۹ ساله 20

    چرا برا من فقط یه قسمتش باز میشه 🤔🤨

    ۲ ماه پیش
  • سارو

    10

    چون یک قسمته

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه.م

    ۳۵ ساله 40

    سلام.الهی شکرت خدابزرگه خیلی بزرگ.ومادرازخداپایین تره یعنی بعداازخدامادره ک قابل ستایشه.ممنون بابت رمان زیباوامیدوارکنندتون.🌹🌹🌹

    ۲ ماه پیش
  • تنها

    ۱۸ ساله 40

    داستان قشنگی بود. ویه درس بزرگی داشت که زمین گرده ومواظب کارهاورفتارمون باشیم که یه روزی یه جایی به خودمون برمیگرده. ممنون ازنویسنده عزیز

    ۲ ماه پیش
  • خاطره

    ۳۷ ساله 40

    عالی بود سپاس نویسنده محترم دم و بازدمت گرم 🌹🌹🌹

    ۲ ماه پیش
  • Orina

    40

    با بدی کردن بدی هم می بینیم مریم هم مهربون بود و خوبی کارهاش رو دید / آموزنده بید تنک :)

    ۲ ماه پیش
  • نیل

    70

    خوب بود، ولی حق فرامرز نبود که مریم بهش خوبی کنه 😕😑

    ۲ ماه پیش
  • زینب

    60

    مریم نشون داد که همیشه میشه بدی رو با خوبی جبران کرد اگه مریم هم مثل فرامرز بدی رو با بدی جبران می کرد که دیگه اونجوری سنگ روی سنگ بند نمیشد.

    ۲ ماه پیش
سیاهی لشگر لحظاتی پیش

محمد پسریه که تو زندگیش نقش سیاهی لشکر رو داره و فقط پی شیطنت‌های جوونیه! از بابای کارگردانش، یزدان رحمتی، می‌خواد وارد دنیای بازیگری بشه اما یزدان نمی‌ذاره چون می‌دونه تو این مورد جدی نیست و معتقده که خودش باید گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون! به خاطر همین هم محمد دست به کارای دیگه‌ای می‌زنه تا روی پای خودش وایسه. بعد از قبول نشدن توی کنکور به بهانه‌‌های مختلف سربازیش و عقب میندازه اما دست آخر مجبور می‌شه که به سربازی بره! به واسطه دانیال صدیقی که توی فیلمای پدرش بدلکاری می‌کنه، با برادرزاده‌ش آشنا می‌شه... برادرزاده دانیال صدیقی نقطه مقابل محمده! حالا وجود یه اکیپ دیوونه کنار محمد، می‌تونه اون و برای انجام کارایی که براشون برنامه ریخته انجام بده، تشویق کنه! اما امان از روزی که چند نفری که فکر می‌کنن عقل کل هستن، بیفتن کنار هم! ‼️سیاهی لشکر با دو رمان عشق آمازونی و ویانا نیوز در ارتباطه اما اگر نخونده باشین هم مشکلی پیش نمیاد.

راه های دانلود اپلیکیشن

دکلمه

جان دل

دکلمه

مرا به‌ نام‌ عشق‌ بدنام‌ نکن

دکلمه

کاش‌ تو ماه ‌بودی

دکلمه

رفتن...

دکلمه

اُهم

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.